تبليغاتX
ملیکا

ملیکا

سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود


اگر شكلات بودي شيرين ترين بودي ، اگر عروسك بودي بغلي ترين بودي ، اگر ستاره بودي روشن ترين بودي و تا زماني كه دوست مني عزيز تريني.
love struck

لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بودsurprise
 

بهانه ي دخترا: 1 - فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (يعني خيلي بد هيکلي) 3 - من الان تو موقعيت بدي هستم (يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4 - تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم (يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 - ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير )
clown

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوت می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه! sleepy


پيف... اه اه اه... چه بوي گندي... خفه شديم... چه خبرته؟ مگه چي خوردي؟ حمييييييييييييد! . . . تبرکه خانوم...کنسرو لوبیای تبرکه (تبلیغ کنسرو لوبیای تبرک)
big grin

تو این مملکت که اینقدر با اعتیاد مبارزه میشه تو چرا نارفیقی کردی و منو معتاد خودت کردی ؟!!kiss

ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکیدsilly


عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز ميشه
hee hee

عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه توي قلب من زندگي کن .. عشق نمي پرسه چرا دور هستي ، فقط ميگه هميشه با من هستي .. عشق نميگه دوستم داري؟ فقط ميگه دوستت دارم .. . . . . . . عشق خيلي غلط هاي ديگه هم ميکنه که نبايد باور کني!!

رشتيه به دوستش ميگه تهران عجب جاييهااا...... از در ترمينال که مي ري بيرون ... با يه ماشين آخرين سيستم مي يان دنبالت .... بعد مي برن بهترين رستوران شام مي دن از اون ورم دربند و درکه و قليون و حال بعدم بهترين هتل و چه تختي و رخت خوابي .. صبحم کلي پول مي زارن تو جيبت و ..... ... رفيقش مي گه : برو بابا ... تو که تاحالا تهران نرفتي ... مي گه: من نرفتم خانمم که رفتهrolling on the floor

گر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن توي سرش جوون بايد به خودش تكيه كنهbig grin

به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ‌ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
 

گرد و خاک تنهايي دلم و با جاذبه ي نگاهت زدودی.خونه ي قلبمو از غم پاک کردی.حالا که داری زحمت ميکشی روي اون ميز هم يه دستمال بکش!!

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسنrolling on the floor

يه ترکه، يه جسد مي بره پزشكي قانوني.بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه: سم خورده.ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد

لره تيپ ميزنه ميره بيرون.دختره بهش ميگه بخورمت.لره ميگه بهت نمياد از اين گوه خوریا بکونی
 

دوتاسوسك پولدارازدواج مي كنند.ماه عسل ميرن توالت فرنگيparty
 

تو بهترینی .. تو خوبترینی .. تو هستی .. تو یه کلام عاشقانه ...تو ملکه زیبایی ها ... نهایت قشنگی .. تو گل ..اما من چی فقط یه آدم خالی بند. 
 

همین الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترین فرشته شون گم شده.....
یه وقت منو لو ندی!
batting eyelashes
 

دورت بگردم چیست؟ دایره ای فرضی ست که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند!


یک ترکی ازترکای ترکیه بنام ترکان روی ترک موتور یک تریاکی، با ترکه میزنه به ترکه و توی تراکم ترافیک می خورن به تیرک وکله ترکه ترک می خوره وموتورش می ترکه ومتروکه می شه. ناچار توی تاریکی اونو ترک می کنه و می ره کنار رود اترک تارک دنیا می شه!
 

فقط تنبل‌ها معتقدند کاری را که مي‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد!

مثل شقايق زندگي كن، كوتاه اما زيبا
مثل پرستو فصلي كوچ كن، اما هدفمند
مثل پروانه بمير، دردناک اما با عشق
مثل خر عرعر كن، بلند اما شمرده و خوانا!
peace sign

 

مرد: عزیزم اصلاً دیگه نگران نباش، اگه بلایی سر من بیاد، آینده تو تامینه، چون من خودمو بیمه عمر کردم.
زن: نگرانی من اینه که نکنه بلایی سرت نیاد!
 

به ترکه ميگن بن بست روتعريف كن.ميگه:ميري ... ميري... ديگه نميري!
 

حیف نون تو آمریکا داشته توی استخر غرق می شده. داد می زنه می گه:
help ,I SHUT UP
sick

به پیره زنه میگن :ننه ؛ شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟میگه: ننه ؛ مکه که فرار نمیکنه!!!

مرغ و خروس با هم میرن مغازه ی پروتئینی خروسه میگه:ببخشید یه شونه تخم مرغ بدین! فروشنده بهش میگه : شما دیگه چرا؟؟ مرغه با خجالت میگه:آخه ما هنوز نامزدیم!praying

اس ام اس های عاشقانه

به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش, بلکه به نا گفته هايش گوش كن

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید!!!
 

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است

خداوند هر گاه بخواهد انساني را فاسد كند او را به تمامي آرزوهايش مي رساند

سکوتم:صدای تو ؛ هوایم:هوای تو دلتنگم:برای تو ؛ تنهایم:برای تو زندگیم:فدای تو
 

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم تو هم منو شکستی ولی اشکال نداره حالا خاک زیر پاتم

کی بهم گفت این جاده رو برو تا به آخرش برسی آخر جاده تو رو دیدم بعد از کلی فکر کردن تازه فهمیدم که تو آخرشی...

مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما ميترسم از اينكه پژمرده شود پس \"س\" را از \"گل سرخ\" و \"ل\" را از گل \" لاله\" ، \"ا\" را از گل \"اطلسي\" و \"م\" را از گل \" مريم\" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي كنم
 

گر چه از دوري اين فاصله ها مأ يوسم از همين فاصله دور تو را مي بوسم

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت5:13 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است.

 اين آمار را اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده.

اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند
 که در اين مدت انسان 13
سال حرف مي زند،
 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.
هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد.
 اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت : 
هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد.
 در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند
 وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند.
 با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه
واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت5:9 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت5:8 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

خري آمد به سوي مادر خويش ******** بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات را دوست داری ****** خر مادر بگفتا : اي پسر جان ******** تورا من دوست دارم بهتر از جان******** ز بين اين همه خرهاي خوشگل******** يكي را كن نشان چون نيست مشگل***** خرك از شادماني جفتكي زد ******** كمي عرعر نمودو پشتكي زد****** بگفت : مادر به قربان نگاهت ******* به قربان دوچشمان سياهت****** خر همسايه راعاشق شدم من******** به زيبايي نباشد مثل او زن*********بگفت:مادر برو پالان به تن كن ******** برو اكنون بزرگان را خبر كن******* به آداب و رسومات زمانه ******** شدند داخل به رسم عاقلانه ****دوتا پالان خريدند پاي عقدش ******** يه افسار طلا با پول نقدش *****خريداري نمودند يك طويله ******** همانطوري كه رسم است درقبيله *****خر دانا كلام خود گشاييد ******** وصال عقد ايشان را نماييد ******دوشيزه خر خانم آيا رضائي ******** به عقد اين خر خوشتيپ در آيي****** يكي از حاضرين گفتا به خنده ********عروس خانم به گل چيدن برفته***** براي بار سوم خر بپرسيد ********كه خر خانم سرش يكباره جنبيد***** خران عرعر كنان شادي نمودند******** به يونجه كام خود شيرين نمودند *****به اميد خوشي و شادماني

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت5:6 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

 
نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

 

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

 

زياد تو دست انداز نمون

 

وقتی حس کردی به اون چيزی كه میخواستی نرسيدی خدا رو شکر کن

 

چون اون می خواد تو يه زمان مناسب تو را غافلگيرت کنه

 

و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

 

يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زورعاشق خودت کنی

 

پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی

 

و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی


+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:17 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

Image hosted by TinyPic.com

می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری

Image hosted by TinyPic.com 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
Image hosted by TinyPic.com
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
Image hosted by TinyPic.com
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

Image hosted by TinyPic.com

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:12 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

تو مرا می فهمی

من تو را می خواهم

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی

تا ابد در دل من می مانی

دوستت دارم

 

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:10 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

 
عشق عشق یعنی خلوت و راز و نیاز
 
عشق یعنی محبت و سوز و گداز

عشق یعنی سوز بی ماوای ساز

عشق یعنی نغمه ای از روی ناز

عشق یعنی کوی ایمان و امید

عشق یعنی یک بغل یاس سپید

عشق یعنی یک ترنم از یه یار

عشق یعنی سبزی باغ و بهار

عشق یعنی لحظه دیدار یار

عشق یعنی انتهای انتظار

عشق یعنی وعده بوس و کنار

عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار

عشق یعنی حس نرم اطلسی

عشق یعنی با خدا در بی کسی

عشق یعنی همکلام بی صدا

عشق یعنی بی نهایت تا خدا

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی بنده فرمان شدن

عشق یعنی تا ابد رسوا شدن

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست

عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه

عشق یعنی یک تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی پیش محبوبت بمیر

عشق یعنی از رضایش عمر گیر

عشق یعنی زندگی را بندگی

عشق یعنی بندگ آزادگی
 

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:8 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده ازگل

 قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و

 سلامت بدون درد را هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون

و خنده های هميشگی را  قول نداده

 خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه را تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی را قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب را قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت

 و کمک تو كارها و عشق جاودان را قول داده ،

 عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی را شکر بگو

 و فقط از خودش کمک بگير

 که اوجاودانه است و بس

خدا جووونم ...صدایم را بشنو...خداااااااااا

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:7 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:7 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

    

خورشید اقیلم بهشت

مادر، ای گل بوته مهتاب من!

                              مادر، ای عطر گل شاداب من!

مادر، ای سازنده ی فردای من!

                               مادر،ای خون تو در رگ های من !

مادر،  ای شاخ  نسرین  من !

                                      مادر، ای پروانه پروین من!

مادر، روشنگر شب های تار!

                            مادر، صبح گل افشان بهار!

مادر،گل خوشه ای زرین نور!

                           مادر،ای خیزابه ای شط سرور!

مادر ای دریای بی پایان مهر!

                             مادر،ای نیلوفر باغ سپهر!

مادر، ای خورشید اقلیم وجود!

                         مارد ، ای افسانه بود ونبود!

  مادر ای آموزگار مهربان !

                                 تا غروب زندگی با من بمان!

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:6 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

عشق خوب است اگر تو ارزشش را فهمیده باشی

                                             عشق قشنگ است اگر تو آن را لمش کرده باشی

عشق ترانه است اگر توآنرا شنیده باشی 

                                              عشق شیرین است اگر تو آن چیشده باشی

عشق ماندی است اگر تو به معنایش پی برده باشی

                                           عشق گل است اگر تو آن گل را داشته باشی 

عشق شمع است اگر تو پروانه شده ودور آن گشته باشی

                                               عشق دیدنی است اگر تو آن را دیده باشی

عشق آسمانی است اگر تو ستاره اش باشی

                                              عشق رود است اگر تو آب آن رود باشی

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت11:2 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت10:56 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

دسترسی بیسیم به اینترنت

آیا میدانید که قادر هستید در بیرون از خانه و در هر جایی در منطقه امریکای شمالی و اروپا، کامپیوتر لپ تاپ خود را باز کرده و مستقیما به اینترنت وارد شده و وبگردی کنید! اگر در کانادا زندگی میکنید، خواندن این مطلب میتواند برایتان استفاده عملی داشته باشد به شکلی که از این سرویس مانند اینترنت معمولی استفاده کنید. اگر هنگام خواندن این مطلب در کشوری ساکن هستید که این امکان عملا وجود ندارد، آشنایی با تکنولوژی موجود در ورای آن جالب خواهد بود.
وقتی در شهر تورنتو کانادا زندگی میکنید، گاهی افرادی را میبینید که در گوشه ای کامپیوتر لپ تاپ خود را گشوده و با آن مشغول کار هستند. این منظره در کتابخانه ها و رستورانها و اماکن سرو قهوه بیشتر به چشم می آید. تا اینجای قضیه عادی است اما دیدن صفحات وب اینترنت و آنتن بسیار کوچک و پهن برآمده از جنب لپ تاپ، نظرتان را جلب میکند که چگونه این لپ تاپ به اینترنت وصل میشود. اهالی تورنتو کانادا بدانند که راجرز سرویس اتصال بیسیم اینترنت ارائه میکند.

اما چنین سرویسی چگونه کار میکند؟
برای اتصال اینترنت-دیتای دستگاه لپ تاپ یا Handheld یا PDA خود، در حالیکه در امریکا و کانادا سفر میکنید و نیاز دارید تا به اطلاعات دفترکاری خود دسترسی سریع داشتیه باشید، اینترنت بیسیم در خدمت شماست. سیستمی که بر مبنای GSM/GPRS کار میکند. یعنی ترکیبی از شبکه تلفن همراه و سیستم ارسال و دریافت دیتا. دستگاه شما به کمک یک کارت اینترفیس مخصوص میتواند به سرعت به شبکه وصل شده و اقدام به برداشت اطلاعات نماید. GSM برمبنای تلفن سلولی کار میکند و در این مطلب بدان نمیپردازیم اما GPRS چیست و چگونه کار میکند؟

شبکه GPRS چیست؟
شبکه GPRS که مخفف عبارت General Packet Radio Service میباشد یک شبکه خصوصی "همیشه روشن" برای دیتاست. این سیستم از شبکه تلفن سلولی GSM موجود برای ارسال و دریافت دیتا برمبنای TCP/IP به دستگاههای موبایل GPRS استفاده میکند.
آدرسهای IP خصوصی بصورت دینامیکی در شبکه به دستگاههای موبایل اختصاص می یابد. اما این APN یا Access Points Names است که یک مسیر "گیت وی" به سایر شبکه ها مانند اینترنت، سرویسهای WAP و یا شبکه های خصوصی ایجاد میکند. در عمل فایروالها با قرار گرقتن در APN، شبکه های خصوصی و عمومی را از هم مجزا نگه میدارند. بدین ترتیب آدرسهای IP اختصاص یافته به دستگاههای GPRS از بیرون شبکه GPRS قابل آدرس دهی نیستند. بعبارت دیگر این دستگاهها را نمیتوان از داخل اینترنت رویت کرد.
اینترنت و GPRS بیشتر برای قسمت کلاینت طراحی شده اند که مستقیما توسط مودم یا راتر (Router) عمل میکند. معنای این گفته ها آنست که میتوانید براحتی به اینترنت و شبکه خصوصی شرکت خود وصل شوید اما به این راحتی ها نخواهید توانست دستگاه بیسیم خود را به سرور تبدیل کنید.
انواع دستگاههای GPRS وجود دارد که میتوانند سرویسهایی بروی تلفن موبایل، کارت رادیویی برای یک کامپیوتر، کامپیوتر دستی handheld مجهز به موبایل GPRS را ارئه کنند.

سه کلاس یا طبقه کاری برای دستگاههای GPRS وجود دارد که در عمل فقط کلاس B موجود است.
کلاس A - همزمان در حالتهای GSM و GPRS کار میکند بنحویکه صوت و دیتا را در یک لحظه برقرار میسازد.
کلاس B - همزمان در حالتهای GSM و GPRS کار میکند اما نمیتواند دو ارتباط را در یک لحظه حفظ کند.
کلاس C - در هر دو حالت GSM و GPRS کار میکند اما نه در یک زمان.
بعضی از کامپیوترهای لپ تاپ مجهز به کارت تلفن GPRS هستند و برای راه اندازی آنها باید فقط یک "سیمکارت" موبایل در آنها قرار داد تا اینترنت وصل شود.
اگر لپ تاپ شما مجهز به این قابلیت نیست آنگاه باید نسبت به خرید و نصب کارت GSM/GPRS اقدام کنید. واضح است که برای اتصال به اینترنت نیاز به سرویس دهنده ای دارید که باید در محل اقامت شما وجود داشته باشد.

شرکت راجرز کانادا که متولی ارائه خدمات اینترنتی و کابلی است سرویس اینترنت بیسیم هم ارائه مینماید و میگوید که این سرویس مخصوص شرکتهاست. راجرز بیان میدارد که برای استفاده از این سرویس نیاز به یک Data Service Plan و دستگاه وب مجهز به GPRS دارید. بدین ترتیب میتوانید ضمن ارسال و دریافت ایمیل، پیوست ایمیلها را در قالب Word یا Excel مشاهده کرده، به فایلهای محل کار خود دسترسی پیدا کنید و به اینترنت وصل شوید.

سرویس های راجرز در پنج نمونه با قیمتهای ماهیانه 15 دلار، 25 دلار، 40 دلار، 60 دلار و 100 دلار عرضه میشود که در حجم دیتای انتقالی بنا شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به وب سایت راجرز rogers.ca مراجعه کنید، سپس به قسمت For Business و Wirelees Business بروید. در قسمت Plans & Services انتخاب Data Service Plans را انجام دهید. یا لينك زير را کلیک کنید: (توضیح سرویسهای ماهیانه و قیمتها قابل رویت خواهد بود)
http://www.shoprogers.com/business/wireless/plans_services/business_plans.asp?shopperID=0DS8VR3XQL8K9G8DSUPQT2AJH48CFTFE&plan=dataservice&cat=2&typ=2

راجرز، کارت مخصوص این ارتباط را که باید به لپ تاپ وصل کنید با قیمت 299.99 دلار ارائه میکند. کارت اتصال بیسیم اینترنت راجرز 3 بار سریعتر از اتصال تلفنی Dial-up است و در منطقه امریکای شمتلی و غرب اروپا کار میکند

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت4:59 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

http://rapidshare.com/files/61511191/Yas_Ft_Rastin_-                                            _Be_Omide_Iran__www.IRONI.IR_.mp3
 دانلود كنيد

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت4:57 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

لینک اول  لینک دوم  لینک سوم  لینک چهارم  لینک پنجم  لینک ششم  لینک هفتم  لینک هشتم

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت4:50 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

بازیگران :Robert Redford - Meryl Streep - Tom Cruise - Michael Pena 

لینک اول  لینک دوم  لینک سوم   لینک چهارم  لینک پنجم  لینک ششم  لینک هفتم  لینک هشتم

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت4:30 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

DSC00747.4d0.JPG, hosted by TheImageHosting.com

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:34 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

تاثیر تنش و آرامش بر لذت جنسی در خانمها

لذت جنسی و تنش و آرامش

زمـانیکه صحــبت از رضایت و لذت جنسی در خانمها به میان می آید، افراد دچار آشفتگی های متفاوتی میشوند. تنها 10% از خــانم ها هستند که به خوبی می دانند چگونه باید دو مقـوله ی تنش و آرامش را بــه درستی هــدایت کنند. یکی از موارد مهم و کلیـدی در این میـان آمــوزش آن است که چگونه می تـوان میـان تنـش و آرامش در حیــن رابطه جنسی تـعادل برقرار کرد.


امـا بــه راستـی یک خانم چگونه می تواند در آن واحد هم ریلکس باشد هم تحت فشار؟

نوعی از هیجان که زنان را به اوج لذت جنسی میـرسـانـد، تنش عضلانی است که نام علمی آن میوتونیا (myotonia) است. بسیاری از خانم هایی که طعم ارگاسم را نچشیده اند، به غلط تصور می کنند که فقط باید دراز بکشند و ریلکس باشند. آنها شنیده اند که حفظ آرامش در طول رابطه جنسی مهم است، اما به درستی نمی دانند که در کجا و چگونه باید از آن بهره بگیرند. بسیاری از خانم ها اولین تجربه ارگاسم خود را با کشش و فشار متعادلی که به پاها، شکم، و باسن وارد می آورند، تجربه می کنند. گاهی اوقات در این راه می توانند از ماهیچه های کف پای خود نیز استفاده سودمند ببرند. برخی از خانم ها به نیم تنه بالایی خود نیز فشار وارد می آورند.

تنها درصد کمی از خانم ها هستند که در زمان تخلیه جنسی، هیچ گونه فشاری را در بدن خود احساس نمی کنند. جالب است بدانید انقباضی که در عضلات لگن خاصره رخ می دهد، سبب ایجاد حالت ارگاسم یا هما ن اوج لذت جنسی می شود. فشردن همان عضلاتی که شما آنها را به منظور متوقف نمودن جریان ادرار بکار می گیرید، سبب ایجاد ارگاسم و رسیدن به اوج لذت جنسی می شود.

به طور کلی انقباض عضلات منطقه ای خاص، سبب می شود که خون بیشتری به آن منطقه برسد. تسریع گردش خون در لگن و ران موجب می شود که گردش خون در دستگاه تناسلی نیز افزایش پیدا کرده و سرعت بگیرد. در علم زیست شناختی به این عمل vascongestion اطلاق می شود.

حال می پردازیم به زمانیکه بدن نیاز به آرامش دارد؛ چه قسمت هایی از بدن باید در حالت آرامش به سر برند؟ مغز. منظور از آرامش همان آرامش ذهنی است. خانم در حین سکس نباید نگران باشد و دائماً خود را زیر سؤال ببرد. باید تمام حواس خود را به محرک های خارجی داده و بر روی احساسات خود تمرکز کند.

برای ریلکس نمودن خانم ها می توان از تکنیک "امواج رادیویی صامت" استفاده کرد. از این روش بیشتر در پست خانه ها، و مکان هایی که مردم ملزم به ایستادن بلند مدت در صف های طول و دراز هستند، استفاده می شود. با مشاهده تصاویر خاصی، حس عصبانیت افراد کاهش پیدا کرده و به آرامش ذهنی دست پیدا می کنند. از انواع رایج این تصاویر، شکل حروف پشت سرهمی است که از گوشه سمت چپ وارد صفحه میشوند و به آرامی از طرف دیگر خارج می شوند. اخیراً به انواع جدید آنها، طالع بینی، گزارش امتیازهای ورزشی، اخبار روز و چیزهایی از این قبیل هم اضافه کرده اند.

زمانیکه از این شیوه استفاده می شود، برخی از خانم ها پیشنهاد می کنند سرودهایی با مضامین: "تا هر موقع که بخواهم می توانم ادامه دهم" یا " واقعاً احساس خوبی دارم" نیز به آنها اضافه کنند تا رادیوی ذهنی آنها از هر لحاظ آماده شود. این کار ذهن را به خود مشغول کرده، تحریک جنسی را تقویت کرده و به آن شدت میبخشد.

دو نمونه از مهمترین فاکتورهای دست یابی به رضایت و لذت جنسی، همین دو مقوله اخیر بودند که شاید به ظاهر در مقابل یکدیگر قرار گرفته باشند، اما اگر با هم در آمیزند، پیشرفت چشمگیری در نتیجه کار ایجاد می کنند.

پیشنهاد می کنیم: ارتباط جنسی پیش از ازدواج

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:25 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

تفاوت بین عشق و شهوت

تفاوت عشق و شهوت

عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.

شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند.

از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی است که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق.

عاشق شهوترانی بودن

برای مردان، شهوت یک تجربه کاملاً ذهنی است. سیلی از تستسترون در رگ های آنها جاری می شود و دیگر چیزی را نمی بینند. همانند عشق، شهوت نیز آنها را کور می کند. به همین دلیل است که معمولاً در روابط - به ویژه اگر در ابتدای راه قرار گرفته باشید - گفتن این مطلب که طرف عاشق شماست و یا اینکه احساساتش تنها از روی شهوت هستند، اندکی دشوار می نماید. آقایون خیلی سخت می توانند تشخیص دهند که آیا واقعاً عاشق طرف مقابل هستند و یا او را صرفاً به مانند خیال آتشینی می بینند که هر موقع از جلوی آنها رد می شود، جوشش کوره درونشان شدید تر میشود.

دلیل امر فوق الذکر این است که آقایون این توانایی را دارند که خیلی پیش از اینکه با یک خانم ارتباط عاطفی برقرار کنند، به سادگی می توانند با او وارد رابطه جنسی شوند. هورمون هایی که در بدن آنها ترشح می شود باعث می شود که تصور کنند عاشق شده اند.

به هر حال مشکل اساسی اینجاست که هم عشق و هم شهوت هر دو می توانند آقایون را خلع سلاح کرده و آنها را به شدت آسیب پذیر نمایند. بدین ترتیب آنها به راحتی اراده و قدرت خود را از دست می دهند و تنها برای تجربه سکس، خود را مسخ جنس مخالف می کنند.

همچنین باید اضافه کرد که شهوت سبب می شود تا آقایون تنها از روی احساساتی که در آلت تناسلی آنها ایجاد می شود، تصمیم گیری نمایند و عقل و منطق را به دست باد بسپارند. زمانیکه حس شهوت بر یک مرد غلبه کند، اصلاً اهمیت نمی دهد که آیا او و شریکش مشترکاتی دارند یا خیر؛ او اهمیتی نمی دهد که طرف مقابل اهل کجاست و به کجا می رود؛ تمام حواسش را بر روی پیدا کردن راهی برای رسیدن به دست نیافته های خانم متمرکز می کند. اگر شریک او نیز تنها از روی شهوت با او ارتباط برقرار کرده باشد، این فرصت را از دست نخواهد داد. اما اگر هر دوی آنها عاشق یکدیگر باشند، این رابطه جنسی می تواند منجر به محکم تر شدن رابطه آنها شود.

آیا شهوت است یا چیز دیگری است؟

چگونه می توانید تفاوت میان عشق و شهوت را تشخیص دهید؟ در این قسمت نکاتی را برایتان ذکر کرده ایم که به واسطه آن بتوانید میان این دو مقوله تمیز قائل شوید.

شهوت است اگر:

فقط به ظاهر و اندام او توجه داشته باشید .

حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید، در حال خیال بافی هستید که او بدون لباس چگونه است. یااینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.

اهمیت نمی دهید که او چه می گوید

همیشه در حال بهانه آوردن هستید تا به نحوی قرارهای ملاقات خود را با کنسل کنید، مگر اینکه این قرار منجر به قراری رابطه جنسی شود. اگر از شما بخواهد تا کاری برایش انجام دهید، بهانه می آورید و می گویید بیش از اندازه سرتان شلوغ است. اما اگر در کنار شما باشد و با او سکس نداشته باشید این امر ناراحتتان می کند و در ذهن خود، خودتان را در حال برقراری رابطه جنسی با خانم های دیگری تجسم می کنید.

فقط می خواهید برای سکس او را ببینید  .

برایتان اهمیتی ندارد که به هیچ وجه با او تماس تلفنی نداشته باشید. از این گذشته اصلاً برایتان مهم نیست که جواب زنگ تلفن او را فوراً بدهید و حتی اگر برای چندین روز هم با او صحبت نکنید، مشکلی نخواهید داشت و ترجیح می دهید هر موقع که دو مرتبه از نظر جنسی تحریک شدید او را ملاقات کنید.

برای شهوترانی با او تماس می گیرید .

پس از اینکه همراه دوستانتان تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشتید، یکمرتبه یاد او می کنید و با او تماس می گیرید تا در کنار هم نوشیدنی میل کنید.

بعد از سکس او را ترک می کنید .

پس از این اینکه کارتان تمام شد، به دنبال ساده ترین راهی می گردید که بتوانید محل را تر ک کنید. هیچ نوازشی وجود ندارد، صبح زود برایش صبحانه تهیه نمی کنید، فقط خیلی راحت می گویید: "من باید بروم" .

عشق است اگر :

کششی بین شما وجود داشته باشد .

برای مدتهای طولانی با هم صحبت می کنید و هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد. گاهی اوقات آنقدر غرق در حرف زدن می شوید که متوجه گذشت زمان نمیشوید.

احساس می کنید او زیباست .

حتی اگر او را بدون هیچ گونه آرایش، در حالیکه موهایش را پشت سرش بسته و مشغول تمیز کردن دست شویی است، ببینید باز هم تصور می کنید که در نظرتان زیباست.

دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید  .

تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشید، چه سکس داشته باشید چه نداشته باشید. حتی اگر به شما بگوید که برای برقراری رابطه جنسی نیاز به سپری شدن مدت زمان بیشتری است، باز هم اهمیتی نمی دهید و قبول می کنید .

آینده خود را با او تجسم می کنید .

حس غریبی در شما ایجاد می شود و فکر می کنید که بدون وجود او قادر به ادامه زندگی نخواهید بود. به خانواده و دوستان خود اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را دارید و خودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر می کنید .

او را به خانواده خود معرفی می کنید .

این موضوع که خانواده تان او رابپذیرد، برایتان اهمیت پیدا می کند و ترجیح می دهید که با تمام اطرافیانتان ارتباط مناسبی برقرار کند.

او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید .

چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید و چه حیوان خانگی خود را برای قدم زدن به پارک ببرید، در همه حال دوست دارید که او در کنارتان باشد. حتی اگر او آنجا هم نباشد، باز یادش از ذهنتان بیرون نمی رود و به دنبال فرصتی می گردید تا یک تلفن کوتاه به او بزنید و بگویید: "دلم برایت تنگ شده". البته حتماً لازم نیست که دوستانتان متوجه شوند شما یک چنین کاری انجام داده اید .

رمانتیک تر می شوید .

یک مرتبه می بینید که به گوش دادن به موسیقی های عاشقانه و آرام تمایل بیشتری پیدا کرده اید. برای او گل و یادداشت های عاشقانه می فرستید و ترتیب صرف غذاهای رمانتیک در نور شمع را می دهید .

همیشه طرف او را می گیرید .

هر زمان که کسی در مورد او انتقاد می کند، شما سریعاً اقدام به دفاع از او می کنید. در مجامع عمومی همیشه خود را موافق با نظریات او نشان می دهید، حتی اگر در پشت درهای بسته با او مخالف باشید . 

او باعث می شود انسان بهتری باشید .

او شما را به چالش وا میدارد و تشویقتان می کند. با دیدن او شاد می شوید و حاضرید برای خوشحال کردنش هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید .

دوست داشتن شهوت

شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم می کند. اما عشق مربوط به مدت زمان بسیار طولانی می شود. هر چند گاهی امکان دارد که این دو مقوله در جای یکدیگر قرار بگیرند، اما باید با توجه کامل، تفاوت میان آنها را تشخیص دهید. باید ببینید که خودتان از زندگی چه می خواهید، همه چیز به شما بستگی دارد .

منبع: mardoman.net

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:24 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

 

راز اول عشق
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 

راز دوم عشق
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.

 

 

راز سوم عشق
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است .

 

راز چهارم عشق
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . "بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد". ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود . براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.

 

راز پنجم عشق

راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار.

 

راز ششم عشق
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ، لبخندي از روي محبت. نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد .

 

راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري. آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟

 

راز هشتم عشق
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دست آوري. با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درك كند. قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .

 

راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني. هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم. گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

راز دهم عشق
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد. كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .

 

راز يازدهم عشق

راز عشق در اين است كه به عشق ، بيش از يكديگر احترام بگذاريد ، زيرا عشق هديه ي ازلي خداوند است .

 

راز دوازدهم عشق  
راز عشق در توجه كردن به لحن صداست. براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آن را از قلب بيرون بياوري ، سپس رهايش كني تا بلند شود و به سمت پيشاني برود . تارهاي صوتي را آرام و رها نگه دار . اگر احيايات قلبي ات را به وسيله ي صدا بيان كني ، آن صدا باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد.

 

راز سيزدهم عشق
راز عشق در اين است كه از يكديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ، زيرا نقص همواره جزء لاينفك بشر است . ذهنت را براي ارزشهايي متمركز كن ، كه شما را به يكديگر نزديك تر مي كند ، نه براي مسائلي كه بين شما فاصله مي اندازد.

 

راز چهاردهم عشق
راز عشق در اين است كه حس تملك را از خود دور كني. در حقيقت هيچ كس نمي تواند مال كسي شود. شريك زندگيت را با طناب نياز نبند. گياه هنگامي رشد مي كند كه آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده كند .

 

راز پانزدهم عشق
راز عشق در اين است كه شريك زندگيت را در چارچوبي كه خودت مي پسندي حبس نكني. عيبجويي باعث تباهي مي شود. همه چيز را همان طور كه هست بپذير ، تا هر دو شاد باشيد. قانون طلايي اين است : نقاط قوت را تقويت كن ، و ضعف ها را ، نه تقويت كن نه تقبيح. هرگز سعي نكن با سوزاندن ، جلوي خونريزي زخم را بگيري .

 

راز شانزدهم عشق
راز عشق در این است که هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چه طور ناراحتت کرده است. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلوگیری کند .

 

راز هفدهم عشق
راز عشق در این است که هیچ کدام خود را معلم دیگری ندانید. به عبارت دیگر از این که می توانید از یکدیگر یاد بگیرید ، سپاسگذار باشید .

 

راز هجدهم عشق
راز عشق در این است که وقتی پیشنهادی به نظرت می رسد ، به نیاز خودت برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاقه ی دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را می خواهی بگویی پیدا کند .

 

راز نوزدهم عشق
راز عشق در این است که باورها ، آرمان ها و اهداف تان را با یکدیگر در میان بگذارید .

 

راز بیستم عشق
راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش باعث تکامل عشق می شود ، عشق ، هوای نفس و احساسات شدید نیست. عشق انسان ها نسبت به یکدیگر باز تابی از عشق ازلی است و خداوند آرامش کامل است .

راز بیست و یکم عشق
راز عشق در این است که در وجود یکدیگر عاشق خدا باشید ، تا همواره علی رغم همه ی اشتباهات ، تشنه رسیدن به کمال باشید ، چرا که بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی می کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .

 

راز بیست و دوم عشق
راز عشق در این است که محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو انسان شود. سپس آن عشقی را که دست پرورده پروردگار است بسط دهید ، تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد .

 

راز بیست و سوم عشق
راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ، ولی عشق را برای لذت نخواهی. زیرا عشق حقیقی هوی و هوس نیست. هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود و هرچه تقاضاهای نفس بیشتر باشند ، خودپرستی را در تو بیشتر تقویت می کنند. عشق چهره ی واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار می کند ، نه در لذت جویی .

 

راز بیست و چهارم عشق
راز عشق در مراعات حال دیگری است. هر قدر ملاحظه حال دیگران را می کنی ، کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن .

 

راز بیست و پنجم عشق
راز عشق در آن است که جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی. جاذبه ، نیرویی لطیف و نافذ است که از دیگری دریافت می کنی. این نیرو تنها با بخشش رشد می کند .

 

راز بیست و ششم عشق

راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است. نگذار که روزمرگی ها مثل سیم های کوک نشده ی ساز، نغمه ی زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم انگیز تبدیل کند .

 

راز بیست و هفتم عشق
راز عشق در این است که در هر فرصتی کنار یکدیگر آرام بگیرید ، با هم باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید . لازم نیست برای سرگرم شدن حتما" از محرکات خارجی استفاده کنید . قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید ، تا بتوانید خودتان باشید .

 

راز بیست و هشتم عشق
راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید . مایع عشق تان را طوری نگه دارید که بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پایتان می گذارد ، پر کنید .

 

راز بیست و نهم عشق
راز عشق در این است که به محبوبتان قدرت آرامش بدهید و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار .

 

راز سی ام عشق
راز عشق در استواری است. در فصول مختلف زندگی ، عشق تان را مانند کوه بلندی استوار ، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ، که همه ی ستارگان گسترده زمان و فضا به دور آن گردش کنند .

 

راز سی و یکم عشق
راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده کنی ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت ببخشی .

 

سایر مقالات -----------------------------------

۱۰۱ روش برای رمانتیک بودن

دلایل نادرست ازدواج

تا می توانید درباره ی روابط و ازدواج بیاموزید

برای خود لیست تفاهم درست کنید

عشق ورزیدن از خودتان به خودتان شروع می شود

چگونه خود را برای از راه رسیدن همسر آینده تان آماده سازید

منتظر نشوید عشق شما را پیدا کند

چگونه توانایی احساس کردن را بازیابیم ؟

رازهای عشق

به خاطر عشق ازدواج نکنید

عشق دو طرفه ی آرامش دهنده

ما در اعماق وجود خود عشق ، عاطفه ، و مهربانی کسی که دوستش داریم را طلب می کنیم

----------------------------------------------------------------------------------

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:19 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفابخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر بوده و در تذهيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمره پگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد.

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازياي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

 بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر  همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محاست و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.

 فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است بحدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند.

 در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

 بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآید که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد، سلاتحي که ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »

 با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد. البته در صورتي که با اعتدال و زياده روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود. بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نمي گنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.

 افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»

 

روزه عامل باز دارنده از گناه

روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، واجب است، عامل مؤثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود و اين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است. پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

 روزه دار با بکار بستن اين دستور الهي که شرط کمال روزه است، روحيه تقوي را در خود زنده ميکند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا که گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سرکش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيزگاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرین پياپي در يکماه نيروي بازدارنده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خودداري در او ريشه ميگيرد و رشد ميکند و او با گذراندن اين برنامه يکماهه توفيق می یابد که پس از ماه روزه نيز پرهيزکار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي که به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما کرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد.

حکومت  غرايز و شهوات بر انسان  خطرناکترين حکومتهاست و آدمي را اسير و بي اختيار ميسازد و به پستي و رزالت ميکشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس که در اسلام جهاد اکبر ناميده شده به پايمردي و اراده اي استوار نياز دارد.

 

نقش روزه در تقويت اراده

انسان با روزه داري که، امساک در خوردن و آشاميدن و خود داري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهشهاي خويش ميجنگد و در برابر غرايز خود مقاومت ميکند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند ميسازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوسها و خواهشها ميرهاند. پيشوايان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هئاه و اقوي الناس من غلب هواه» 

بهترين مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومند ترين انان کسي است که بر آن پيروز شود. پس روزه داران بهترين مردمند چرا که با خواسته هاي نفساني مبارزه ميکنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند که بر نفس خود مسلط شوند از نيرومند ترين مردم نيز خواهند بود.

 

 صفاي دل و پاکي

روزه چراغ معرفت و آگاهي را در درون بر ميافروزد:

  اندرون از تعام خالي دار                                     تا در آن نور معرفت بيني

روزه و بويژه روزه يکماهه رمضان موجب ميشود که حکومت شهوات و اميال شيطاني جاي خود را به حکومت تقوي و پيروي از دستورات الهي بدهد و تيرگي و هوسها و شهوات در جان آدمي به نورانيت و روشني باطن تبديل شود. در سايه همين صفا و پاکي حاصل از روزه است که روزه دار با خود آگاهي نه تنها دهان و شکم را از خوردن و آشاميدن که دست و پا و چشم و گوش و زبان و همه اعضاي خويش را از آنچه خدا حرام فرموده نگاه ميدارد و ميتواند به آن درجه از تقوي نايل آيد که حتي از انديشه و فکر گناه نيز دوري گزيند و اين اوج نورانييت روزه است.

 امير مومنان علي عليه السلام نيز به همين مرتبه اشاره ميفرمايد: «صيام القلب عن الفکر في الاثام افضل من صيام البطن عن الطعام» روزه دل از انديشه گناهان برتر از روزه شکم از خوردن و آشاميدن است. و البته اين بدان معنا نيست که ظاهر روزه و امساک از خوردن و اشاميدن را رها کنيم بلکه لازم است به ان اکتفا ننماييم و همراه با آن بکوشيم که به نتايج معنوي روزه نيز برسيم. 

خوشبختانه با انقلاب مقدس اسلامي هم در ملت و جوانان ما تحولي چشمگير بوجود آمد و هم مراکز فساد و تباهي از ميان برداشته شد و شايسته است که از اين پس بکوشيم نتايج معنوي پر ارزش تري از روزه کسب کنيم. باري صفا و پاکي حاصل از روزه و خود داري و پرهيز کاري روزه دار همچون سپري است که روزه دار را از اتش عذاب الهي که مولود گناهان است مصون ميدارد. پيامبر عزيز اسلام (ص) فرمودند: «الصوم جنه من النار» روزه سپري است که روزه دار را از آتش جهنم حفظ ميکند. 

 

روزه و صبر

«صبر» از خصايلي است که در اخلاق اسلام بر آن بسيار تأکيد شده است ، انسان مسلمان در زندگي فردي و اجتماعی خويش در راه هدفهايي مبارزه ميکند و با مشکلاتي نيز روبرو است بدون خصلت صبر، پيروزي بر مشکلات و رسيدن به هدفها آسان نيست . صبر و مقاومت بر نيروي پايداري انسان ميافزايدو اراده را توانا ميسازد هيچ جامعه اي اگر تحمل ناگواريها را نداشته باشد بر مشکلات خويش و بر دشمنان خويش نميتواند پيروز گردد. با صبر و مقاومت است که ميتوان به به پيکار ستمگران رفت و دست استعمار گران را کوتاه نمود و روزه – بويژه در روزهاي گرم و طولاني تابستان که فشار تشنگي طاقت فرسا ميشود بطور چشمگيري به انسان صبر و مقاومت ميبخشدو تحمل رنج و سختي را بر آدمي آسان ميسازد.

قرآن کريم با توجه به همين اثر که از روزه به صبر تعبير کرده است : و استعينوا بالصبر و الصلوه ......... از صبر (روزه ) – و نماز کمک بگيريد.........

 امامان معصوم ما عليهم السلام «صبر» را در اين آيه به روزه تفسیر کرده اندو پيامبر گرامي (ص) نيز ماه رمضان را ماه صبر ناميده اند: «شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه»  (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق عليه السلام نيز بهمين ويژگي روزه اشاره فرموده است: هر گاه براي کسي حادثه اي جانکاه پيش آمد روزه بگيرد که خدا فرموده است « و استعينوا بالصبر و الصلوه».

 

روزه و قناعت

اسلام بر خلاف مکاتب مادي شرق و غرب دنيا و نعمتهاي مادي آنرا وسيله اي براي تکامل معنوي و رسيدن به سعادت جاويد ميداند و بهمين دليل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جويي و مصرف نيست بلکه فرهنگ قناعت و ايثار است. در روشهاي مادي تن آدمي و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز براي برخورداري بيشتر گريبانگير افراد است و در اسلام اصالت با معنويت انسان است و قناعت و ايثار و فداکاري از راههاي وصول به مراتب بلند انسانيت محسوب ميشود. 

روزه فريضه اي است که مسلمانان را از غرقه شدن در ماديگرايي و حرص و آز براي لذتهاي مادي و مسابقه براي مصرف و تن پروري ميرهاند و به او مي اموزد که به فکر ديگران باشد و بر خواهشهاي جسماني خويش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نياز قناعت ورزد و از اصراف و تبذير بپرهيزد. روزه به مسلمانان مي آموزد که با کم هم ميتوان زيست و حرص و تمع فقط غرق شدن در ماديات و انحراف از معنويات است و براي زيستن لازم نيست که با همه وجود تن و لذتهاي آن پرداخت.

 

همدردي با فقيران

 پيشوايان گرامي دين، در روايات و ادعيه اسلامي ماه رمضان را ماه مواسات ناميده اند. از نتايج بارز روزه برانگيختن حس همدردي نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانکه زندگي آسوده اي دارند و رنج فقير و طعم گرسنگي را نچشيده اند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسيله اي است که آنان را از غفلت مي رهاند و رنج مستمندان را با ياد آنان مياورد تا به دستگيري فقيران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.

 از سويي به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسيار سفارش شده است و از سويي ديگر گرسنگي و تشنگي روزه موجب درک رنج مستمند ميگردد و بدين ترتيب ثروتمند به فقير نزديک مي شود و احساسها رقت می یابد و احسان و انفاق فزوني ميگيرد و جامعه کمک به همنوع را مياموزد. مواسات يعني سهيم ساختن برادران در رزق و روزي و رمضان به همين جهت ماه مواسات ناميده اند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرين بر اين صفت ارزنده انساني جامعه را از حقد و کينه برهانند و برادروار در کنار هم از نعمتهاي الهي بهره بگيرند و شايسته است که روزه داران به همه اين نکات انساني روزه توجه کنند و بکوشند واقعاً فريضه روزه را آنچنان که بايد بجا آورند و ماه مبارک رمضان را آنچنان  که سزاوار اين ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامه هاي سازنده اسلامي بهره ور شوند.

 از حضرت امام حسن عسگري (ع) پرسيدند: «چرا روزه واجب شده است» فرمودند: « تا ثروتمند درد گرسنگي را در يابد و به فقير توجه کند.» هشام از امام صادق عليه السلام علت روزه را پرسيد، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب کرد تا غني و فقير با هم با هم مساوي باشند و بدان جهت که غني رنج گرسنگي را لمس نکرده تا به فقير رحم کند و هر وقت چيزي خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است که ميان بندگانش يکنواختي بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود ثروتمند بر مستمند و گرسنه ترحم نميکرد. »

 

نظم و انضباط

 وقت شناسي و نظم و انضباط در امور از مظاهر تمدن انساني و از عوامل مهم توفيق و پيشرفت است، شايد برخي گمان کنند که اين از ويژگيهاي زندگي غربيان و تمدن آنهاست در حاليکه نظم و انضباط و تنظيم اوقات از تعليمات اصيل اسلام است. امير المومنين عليه السلام در اولين فرازهاي وصيتش به فرزند خود ميفرمايد: «اوصيکما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه کتابي بتقوي الله و نظم امرکم» شما و همه فرزندان و بستگانم و هرکسي که وصيت من به او برسد به تقوي و نظم در کارها سفارش ميکنم.

اصولا فراي اسلامي شاهد توجه به اسلام و نظم و انضباط است، هر يک از نمازهاي پنج گانه را بايد در وقت مخصوص آن بجا آورد و حتي يک دقيقه نميتوان از حدود آن تجاوز کرد. مراسم حج بايد در وقت و مکان مخصوص به خود انجام شود و روزه نيز در ماه مبارک رمضان با ديدن هلال ماه شروع و با ديدن هلال ماه شوال خاتمه ميابد و نيز هر روز از سپيده دم آغاز و به مغرب پايان ميپذيرد و با توجه به اينکه ماه رمضان ماه قمري است طبعاً در فصول چهار گانه سال جريان دارد و گاه در روزهاي بلند تابستان و گاه در روزهاي کوتاه زمستان قرار ميگيرد و در همه شرايط لازم است که لحظه و دقيقه را نيز در شروع سپيده دم و آغاز مغرب در نظر داشت و بهيچ وجه روزه دار نميتواند از نظام آن سرپيچي کند و اين خود درسي است که مسلمانان نيز دقيق و منظم شوند و امور خويش را در زندگي تنظيم کنند.

آنچه بر شمرديم گوشه هايي از برخي نتايج و آثار فريضه الهي روزه است و ماه روزه اضافه بر اينها سودمنديها و برکات ديگري نيز دارد که در پرورش اسلامي فرد و جامعه بسيار موثر است: ماه مبارک رمضان ماه خدا، ماه آشنايي با قرآن، ماه عبادت، ماه دعا، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت از گناهان و اصلاح خود است. 

در اين ماه به قرائت قران سفارش شده و مرسوم مسلمين است که در ماه رمضان بيشتر از ماههاي ديگر قرآن بخوانند و اين خود وسيله اي است که جامعه اسلامي با قرآن و معارف آن آشنايي بيشتري پيدا کنند و براي پيشرفت در صراط خدا و اسلام از کلام خداي متعال آموزش بگيرند. رمضان ماه عبادت و بندگي و راز و نياز با معبود جهان است، در روايات اسلامي تأکيد شده که در اين ماه با توجه به خضوع بيشتر نمازها را بجا آورندو از نمازهاي مستحبي در شب و روز غفلت نورزند و بدين ترتيب با يک تمرين يک ماهه مومنين به عبادت خالص تري موفق ميشوند و جانها به خدا نزديکتر ميگردد. رمضان ماه دعا است، پيشوايان گرامي فرموده اند مومنان در اين ماه و بويژه در شبهاي مبارک قدر در دعا و نيايش مبالغه کنند و با توجه به اثرات سازنده دعا و نيايش روزه داران ميتوانند در پيوند معنوي خويش با خداي متعال تحولي بوجود آورند و بيش از پيش به ذات متعال هستي بخش او نزديک شوند و کسب فيض کنند  رمضان ماه آمرزش و توبه و بازگشت به سوي خداست، آنانکه در زندگي خويش آلودگيهايي داشته اند ميتوانند با روزه جان خويش را شستشو دهند و در خلوت سحر گاه با رو کردن به خداي متعال درون را صفا بخشند و از خداي خويش طلب آمرزش کنند و ميتوانند با همين زمينه براي هميشه از کجي ها و گمراهيها دست بردارند و براه آيند.

پيشوايان معصوم (ع) فرموده اند گناهان در اين ماه بخشوده ميشود و اين مژده بزرگي است براي آنهايي که لغزشهايي داشته اند تا نااميد نباشند و از برکات اين ماه استفاده کنند و بسوي خدا باز گردند و روي دل بسوي او دارند و با او پيمان بندند که از گناهان دست شويند و خود را اصلاح کنند و گذشته را جبران نمايند و بدون ترتيب گناه کار پشيماني که که در اين ماه مبارک براي خدا روزه بدارد و از گذشته خويش شرمسار باشد و از خدا آمرزش بخواهد مورد مهر و عفو خدا قرار خواهد گرفت و سعادتش تأمين ميشود. از برکتهاي اين ماه همين انقلاب روحي و تحول دروني روزه داران و همين توفيقات عملي است که انسان آلوده را پاک ميسازد و از عذاب الهي که محصول گناهان است نجات ميبخشد و روزه دار را از ظلمتها به نور ميکشاند، به نور تقوي، به نور فضيلتهاي اخلاقي، به نور توبه و بازگشت به سوي خدا، به نور مهر و رحمت خداي متعال.


 

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:47 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

قال الله تبارك و تعالى:

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

خداوند تبارك و تعالى مى‏فرمايد:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بوده‏اند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.

سوره بقره آيه 183



31-رمضان ماه خدا
32-رمضان ماه رحمت‏
33-فضيلت ماه رمضان‏
34-اهميت ماه رمضان‏
35-قرآن و ماه رمضان‏
36-شب سرنوشت‏ساز
37-برترى شب قدر
38-تقدير اعمال‏
39-احياء شب قدر
40-زكات فطره‏
21-شادى روزه دار
22-بهشت و باب روزه‏دارن‏
23-دعاى روزه‏داران‏
24-بهار مومنان‏
25-روزه مستحبى‏
26-روزه ماه رجب‏
27-روزه ماه شعبان‏
28-افطارى دادن(1)
29-افطارى دادن (2)
30-روزه خوارى‏
11-روزه چشم و گوش‏
12-روزه اعضا و جوارح‏
13-روزه ناقص‏
14-روزه بى ارزش‏
15-روزه و صبر
16-روزه و صدقه‏
17-پاداش روزه‏
18-جرعه نوشان بهشت‏
19-خوشا بحال روزه داران‏
20-مژده به روزه‏داران‏
1-پايه‏هاى اسلام‏
2-فلسفه روزه‏
3-روزه آزمون اخلاص‏
4-روزه ياد آور قيامت‏
5-روزه زكات بدن‏
6-روزه سپر آتش‏
7-اهميت روزه‏
8-روزه نفس‏
9-روزه واقعى‏
10-برترين روزه‏


1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

چهل حديث روزه

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:40 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

وقتی حضرت رضا علیه السلام به اجبار مأمون، ولایت‌عهدی را پذیرفت، مأمون مجلسی ترتیب داد و گروه‌های مختلف مردم، از کارگزاران و قضات و ... را به بیعت با امام فرا خواند.
امام وارد مجلس شد و مأمون به پسرش، عباس، دستور داد به عنوان اولین نفر با او بیعت کند. پس از او سایر مردم بیعت کردند. گویندگان، خطبه‌ها خواندند و شعرا شعرها سرودند و از فضایل حضرت رضا علیه اسلام سخن‌ها به میان آوردند.

سپس مأمون از امام خواست برای مردم خطبه بخواند.
امام فرمود: « سپاس و حمد مخصوص خدایی است که آن چه مردم ضایع کردند، حفظ کرد و مقام ما را که مردم پَست شمرده بودند و هشتاد سال بر منبرهای کفر، ما را لعنت می‌کردند، بلند فرمود. آنان فضائل ما را پوشاندند و بر ما دروغ بستند، ولی خداوند عزوجل نام ما را بلند کرد و فضیلت ما را آشکار نمود.»
سپس فرمود: «ای مردم! رسول خدا حقّی برای ما بر گردن شما نهاده و شما نیز حقی بر گردن ما دارید. اگر شما حق ما را ادا کنید، بر ما هم واجب است که حق شما را ادا کنیم.»

منابع:

  • بحار الانوار، ج 49، ص 146.
  • بحار الانوار، ج 49، ص 142، ح 18.

مراجعه شود به:

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:37 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

img/daneshnameh_up/6/6d/mecca2.jpgدر سال ششم هجری پس از پیمان صلح حدیبیه ، قبیله خزاعه و بنی کنانه که با هم دشمنی دیرینه داشتند، هر کدام از ماده سوم قرارداد حدیبیه استفاده کردند. ماده سوم این قرارداد اجازه می‌داد مسلمانان و قریش با هر قبیله که بخواهند، پیمان ببندند. خزاعه با مسلمانان هم‌پیمان شدند و بنی کنانه با قریش.

پس از جنگ موته و شهادت سه تن از فرماندهان لشگر اسلام، قریش تصمیم به توطئه گرفت و با توزیع اسلحه در میان قبیله بنی بکر ، آنان را تشویق کرد به قبیله خزاعه حمله کنند.
بنی بکر شبانه حمله کرد و اموال قبیله خزاعه را به غارت برد. قبیله خزاعه، رئیس خود، عمرو سالم‌‌، را برای دادخواهی نزد پیامبر فرستاد. پیامبر نیز در برابر مسلمانان به او فرمود:« تو را کمک خواهیم کرد.»

قریش از کار خود پشیمان شده بود؛ ابو سفیان با سفر به مدینه درصدد جلب رضایت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله برآمد و حتی به حضرت زهرا علیه السلام و علی علیه السلام نیز متوسل شد ولی نتیجه‌ای عایدش نگشت. حتی ((ام حبیبه (رمله دختر ابوسفیان)|ام حبیبه ))،دخترش، که همسر پیامبر بود نیز به او بی‌اعتنایی کرد.
پیامبر تصمیم خود را برای فتح مکه گرفته بود ولی تا لحظه حرکت، زمان، مسیر و مقصد سفر برای هیچ‌کس معلوم نبود.

روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت، پیامبر فرمان حرکت به سوی مکه را صادر فرمود و مردی به نام ابورهم غفاری را جانشین خود در مکه قرار داد. آن‌گاه در نزدیکی مدینه در منطقه‌ای به‌نام کدید با آب افطار کرد و دستور داد همگان افطار کنند.
عباس بن عبدالمطلب نیز از مکه خارج شد و در جحفه با پیامبر دیدار کرد.

پیامبر اکرم در منطقه‌ای به‌نام مرالظهران که در چند کیلومتری مکه است، مستقر شد و به سربازان اسلام دستور داد در نقاط مرتفع آتش روشن کنند. به دنبال دستور پیامبر نواری از آتش، کلیه کوه‌ها و نقاط مرتفع مشرف به مکه را فرا گرفت.
با این شیوه، رعب عجیبی در دل سران قریش افتاد. در همین هنگام عباس سوار بر استر سفید پیامبر شد و شبانه خبر محاصره مکه توسط ارتش اسلام را به ابوسفیان رساند و به وی پیشنهاد کرد شخصا به حضور پیامبر بیاید و از او امان بخواهد.
ابوسفیان پذیرفت و بر ترک استر عباس سوار شد. عباس برای اینکه رعب بیشتری در دل ابوسفیان بیفتد او را از میان لشگر اسلام و از میان توده هایآتش عبو داد و در کنار خیمه رسولخدا از استر پیاده شدند .

صبحگاهان عباس ابوسفیان را از به حضور پیامبر آورد. ابوسفیان در حضور جمعی از مهاجر و انصار زبان به ستایش پیامبر گشود و از ترس جانش در حضور حضرت اسلام آورد و به شهادتین اعتراف کرد. ابوسفیان با اینکه در طی 20 سال گذشته بزرگترین ضربه ها را بر اسلام و مسلمین وارد ساخته بود، در عین حال پیامبر روی مصالحی چنین فرمود: « ابوسفیان می تواند به مردم اطمینان دهد که هر کس به محیط مسجدالحرام پناهنده شود و یا سلاح به زمین بگذارد و بی طرفی خود را اعلام کند و یا در خانه اش را ببندد و یا به خانه ابوسفیان پناه برد از تعرض ارتش اسلام محفوظ خواهد ماند. »

ابوسفیان پیام پیامبر را به مردم مکه رساند و پیامبر نیز فرمود: « فتح مکه بدون خونریزی صورت گیرد» ولی ده نفر را پیامبر مهدورالدم اعلام کرد که عبارت بودند از: عکرمه بن ابی جهل، هبار بن اسود، عبدالله بن سعد ابی سرح، مقیس صبابه لیثی، حویرث بن نفیل، عبدالله هلال و چهار زن. هر کدام از این ده نفر مرتکب قتل و جنایت و آتش افروزی در جنگها شده بودند.

تمام لشگر اسلام بدون جنگ وارد شهر مکه شدند و تنها نیروی تحت امر خالد بن ولید با کشتن 28 نفر از مشرکان مسیر حرکت خود به سوی مکه را پاکسازی کردند. پیامبر با ورود به مکه، کعبه را از وجود بت ها پاکسازی کرد و همگان را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.

مراجعه شود به:
اذان گفتن بلال روز فتح مکه
بت شکنی امام علی علیه السلام در روز فتح مکه
بیعت زنان مکه با پیامبر پس از فتح مکه
تجلیل پیامبر از امام علی علیه السلام در فتح مکه
سخنرانی پیامبر در مسجد الحرام پس از فتح مکه
عفو عمومی پیامبر در روز فتح مکه
پیامبر اکرم و پاکسازی کعبه از بت ها پس از فتح مکه
پیامبر اکرم و دستور انهدام بت خانه ها پس از فتح مکه

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:36 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید:
اسماء بنت عمیس(1) نقل کرد که من زنی بودم که هنگام ولادت حسن و حسین علیهما السلام آنها را از شکم مادر می‌گرفتم. وقتی حسین علیه‌السلام به دنیا آمد، پیامبر تشریف آورد و فرمود: « ای اسماء! فرزندم را نزد من بیاور!»
من او را در پارچه‌ای سفید گذاشتم و نزد ایشان بردم. پیامبر در گوش راست حسین علیه السلام اذان و در گوش چپش اقامه فرمود.

روز هفتم، پیامبر برای او گوسفند سیاه و سفید بزرگی عقیقه کرد و رانی از آن را با دیناری به قابله بخشید. آن‌گاه سر طفل را تراشید، هم وزن موهای سرش نقره صدقه داد و سرش را با خلوق (2) معطر ساخت. بعد فرمود: آغشته کردن سر فرزند به خون از آداب جاهلی است.

حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: زمانی که حسن بن علی علیه السلام به دنیا آمد، جبرئیل در روز هفتم برای تبریک ولادت بر پیامبر فرود آمد و از سوی خدا، ایشان را امر کرد که برای طفل نام و کنیه بگذارند، سرش را بتراشند، برایش عقیقه کنند و گوشش را سوراخ نمایند.
روز هفتم ولادت حسین علیه‌السلام هم بر پیامبر فرود آمد و باز همین توصیه را ابلاغ کرد. همچنین روایت شده است که پیامبر مقداری از موی وسط سر طفل را باقی می‌گذاشت.

(1) بعضی گفته اند مراد « سلمی بنت عمیس» است چون « اسماء بنت عمیس» در آن زمان در حبشه بوده است.
(2) خلوق، عطری است معروف که از زعفران و موادی دیگر ترکیب شده است و رنگ آن معمولا قرمز و زرد است.

مراجعه شود به:


منابع:

  • بحار الانوار، ج 43، ص 238، حدیث 4 - عیون الاخبار الرضا.
  • بحار الانوار، ج 43، ص 257، حدیث 30 - کافی.

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:34 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

حضرت خدیجه در سال دهم بعثت در ماه رمضان در سن 65 سالگی از دنیا رفت.
ابوطالب، عموی وفادار و باایمان پیامبر نیز در همین سال در گذشت و این دو مصیبت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیار سنگین و تلخ بود.
(برخی مورخان نوشته اند خدیجه سه روز پس از مرگ ابوطالب در گذشت.)
پیامبر اکرم خدیجه را در محلی به نام حجون به خاک سپرد.

منابع:

  • سیرةالنبویه، ج2، ص57
  • اسدالغابه، ج7، ص85
  • بحارالانوار، ج16، ص 3و13

مراجعه شود به:

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:33 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

دعا را شرایطی است :



اول : خواستن و طلب


شرط اولش این است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پیدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه می‏خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت درآید ، همان طوری که‏ اگر در یک نقطه بدن یک احتیاجی پیدا شود تمام اعضا و جوارح شروع می‏کنند به فعالیت و حتی ممکن است عضوی به مقدار زیادی از کار خود بکاهد برای‏ رفع احتیاجی که در فلان نقطه بدن پیدا شده است . اگر مثلا تشنگی بر انسان‏ غلبه کند اثر تشنگی در وجناتش پیدا می‏شود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب می‏گویند .
اگر هم در آن حال بخوابد آن‏ را به خواب می‏بیند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است .
احتیاج روحی و معنوی انسان که جزئی از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همین طور است‏ . روح انسان جزئی است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتیاجی در وجودش پیدا شود ، دستگاه عظیم خلقت او را مهمل نمی گذارد .
فرق است بین خواندن دعا و دعای واقعی . تا دل انسان با زبان هماهنگی‏ نداشته باشد دعای واقعی نیست . باید در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پیدا شود ، حقیقتا در وجود انسان احتیاج پدید آید که :

هر چه رویید از پی محتاج رست

تا بیابد طالبی چیزی که جست

هر که جویا شد بیابد عاقبت

مایه‏اش درد است و اصل مرحمت

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود

هر کجا پستی است آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست


« امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء »" (نمل ، 62)

آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ )

دوم :ایمان و اعتماد به استجابت




شرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات‏ احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بنده‏ای‏ بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است . در حدیث است :

« إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 )
یعنی آنگاه که دعا می‏کنی‏ حاجت خود را دم در آماده فرض کن .


علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج می‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارک رمضان می‏خوانده است اینچنین به خدای خود می‏گوید :

" « اللهم‏إنی أجد سبل المطالب‏إلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک‏ مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک‏ للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضع‏إجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهف‏إلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع‏ الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحل‏إلیک قریب‏ المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک ‏إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعای شریف ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان‏ خوانده می‏شود) .

یعنی بار الها ! من جاده‏های طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای‏ امید به تو را مالامال می‏بینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده می‏بینم ، و به یقین می‏دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه‏ بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل‏
کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران می‏کند .
و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست‏ بندگان است که حجاب دیده آنها می‏گردد .



حافظ می‏گوید :
به سر جام جم آنگه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
گل مراد تو آنگه نقاب بگشاید
که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد
گدایی در میخانه طرفه اکسیری است
گر این عمل بکنی ، خاک زر توانی‏ کرد
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی
که سودها کنی ار این سفر توانی کرد
تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون
کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی
غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور
به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می‏خواهی
طمع مدار که کار دگر توانی کرد
دلا زنور هدایت گر آگهی یابی
چو شمع خنده کنان ترک سر توانی کرد


سوم : مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع


شرط دیگر دعا این است که بر خلاف نظام تکوین یا نظام تشریع نباشد .
دعا استمداد و استعانت است برای اینکه انسان به هدفهایی که خلقت و آفرینش و تکوین برای او قرار داده و یا تشریع و قانون آسمانی الهی که‏ بدرقه تکوین است معین کرده ، برسد .
دعا اگر به این صورت باشد شکل یک‏ حاجت طبیعی به خود می‏گیرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازنی که دارد و هر جا احتیاجی هست فیض و مدد می‏رسد ، او را یاری و کمک می‏کند .
و اما خواستن و طلب چیزی که بر خلاف هدف تکوین یا تشریع است ، مانند خواستن خلود در دنیا یعنی عمر جاویدان که مرگ هرگز به سراغش نیاید یا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نیست ، یعنی این گونه دعاها مصداق واقعی‏ دعا نمی باشند .

چهارم : هماهنگی سایر شؤون دعا کننده


شرط دیگر اینکه سایر شؤون زندگی انسان با دعا هماهنگی داشته باشد . یعنی آنها با هدف تکوین و تشریع هماهنگی داشته باشند ، دل ، پاک و صاف‏ باشد ، کسب و روزی ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حدیث است از امام صادق علیه‌السلام :

" « إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه ، و لیخرج من مظالم‏ الناس . وإن الله لا یرفع‏إلیه دعاء عبد و فی بطنه حرام ، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه » " بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 321

یعنی هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود ، کار و کسب و راه‏ در آمد و روزی خود را پاکیزه کند و خود را از زیر بار مظلمه‏هایی که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زیرا دعای بنده‏ای که در شکمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمی شود .

پنجم : مورد دعا نتیجه گناه نباشد


شرط دیگر اینکه حالتی که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغییر و حالت بهتری پیدا کند ، نتیجه کوتاهی و تقصیر در وظایف نباشد . و به‏ عبارت دیگر ، حالتی که دارد و دعا می‏کند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتیجه منطقی تقصیرات و گناهان او نباشد ، که در این صورت ، تا توبه‏ نکند و علل و موجبات این حالت را از بین نبرد آن حالت عوض نخواهد شد.

مثلا امر به معروف و نهی از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگی‏ کامل دارد به اجرا و عدم اجرای این اصل . نتیجه منطقی ترک امر به معروف‏ و نهی از منکر این است که میدان برای اشرار باز می‏شود و آنها بر مردم‏ مسلط می‏گردند .

اگر مردم در این وظیفه خود کوتاهی کنند و به عقوبت و نتیجه منطقی این‏ کوتاهی مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهای خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نیست .

راه منحصر این است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهی از منکر بکنند ، البته در این صورت تدریجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسید .

« إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 )

سنت الهی‏ این است که مادامی که مردمی وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغییر ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهد . در احادیث‏ معتبره وارد شده است :

" « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو لیسلطن الله علیکم شرارکم‏ ، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم » " (کافی ، ج 5 .).

باید امر به معروف و نهی از منکر کنید ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نیکان شما دعا می‏کنند و دعاهای آنها مستجاب‏ نخواهد شد .

در حقیقت ، این گونه دعاها نیز بر خلاف سنت تکوین و تشریع است . همین طور است آدمی که عمل نمی کند و تنها به دعا می‏پردازد . او نیز کاری بر خلاف سنت تکوین و تشریع می‏کند .

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‏فرماید :

" « الداعی بلا عمل کالراعی بلا وتر » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 312 )

یعنی آن که عمل نمی کند و دعا می‏کند ، مانند کسی است که با کمانی که زه ندارد می‏خواهد تیراندازی‏ کند . یعنی عمل و دعا مکمل یکدیگرند ، دعای بدون عمل اثر ندارد .


ششم : دعا نباید جانشین فعالیت قرار گیرد



شرط دیگر این است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردی باشد که انسان‏ دسترسی به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کلید حاجتی را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت می‏کند و از به کار بردن آن کلید مضایقه دارد و از خدا می‏خواهد آن دری را که کلیدش در دست‏ دعا کننده است به روی او باز کند و زحمت به کار بردن کلید را از دوش‏ او بر دارد ، البته چنین دعایی قابل استجابت نیست .

این گونه دعاها را نیز باید از نوع دعاهای مخالف سنن تکوین قرار داد .

دعا برای تحصیل توانایی است . دعا در صورتی که خداوند توانایی مطلوب را به انسان داده است از قبیل طلب تحصیل حاصل است . لهذا پیشوایان دین‏ فرموده‏اند :

« خمسة لا یستجاب لهم » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 356 ) .

یعنی پنج دسته‏اند که‏ دعای آنها مستجاب نمی شود ،
یکی دعای آن کس که زنی دارد که او را اذیت‏ می‏کند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نمی‏دهد و پیوسته می‏گوید خدایا ! مرا از شر این زن‏ راحت کن

دیگر کسی که برده‏ای دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و می‏گوید خدایا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتی که می‏تواند او را بفروشد

سوم کسی که از کنار دیوار کج مشرف به سقوط عبور می‏کند و می‏بیند عن قریب سقوط می‏کند ، اما او دور نمی شود و پیوسته دعا می کند که خدا جان او را حفظ کند.

چهارم کسی که مالش را به دیگری قرض‏ داده اما کوتاهی کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی دهد و این پیوسته دعا می‏کند و از خداوند می‏خواهد که پولش را به‏ او برگرداند ، در صورتی که از اول در اختیار خود او بود که تا سند و شاهد نگیرد آن پول را به قرض ندهد.

پنجم کسی که در خانه‏اش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پیوسته می‏گوید : " اللهم
ارزقنی " ( خدایا بمن روزی‏ برسان )

بدیهی است که منحصر به این پنج مورد نیست . این پنج مورد به عنوان‏ مثال آورده شده برای مواردی که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبیر به‏ هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهی می‏کند و می‏خواهد دعا را جانشین عمل‏ قرار دهد .

خیر ، این طور نیست . دعا در نظام خلقت برای این نیست که‏ جانشین عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشین عمل .




منبع: بیست گفتار
نویسنده: شهید مطهری
صفحه 350-358

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:32 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |



در فرهنگ اسلامی، دعا یکی از برترین عبادات معرفی شده است. امام سجاد علیه السلام در «مناجات الذاکرین» خود - از مناجات پانزده گانه (مناجات خمس عشر) - به خداوند چنین عرض می‌کند:« و من اعظم النعم علینا جریان ذکرک علی السنتنا و اذنک لنا بدعائک و تنزیهک و تسبیحک» (یکی از برترین و بزرگترین نعمت های تو بر ما یاد توست که بر زبان‌های ما جاری است و اجازه توست به ما که تو را بخوانیم و دعا و تسبیح کنیم.)
در برخی از روایات دعا اسلحه مؤمن معرفی شده است.
البته استجابت دعا شرایطی دارد و از شرایط اصلی آن بندگی خداوند است. نمی‌توان انتظار داشت که با بندگی شیطان و هوای نفس، دعاهایش مستجاب شوند. بر این اساس حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در دعای کمیل به خداوند چنین عرض می کند:« فانک قضیت علی عبادک بعبادتک و امرتهم بدعائک و ضمنت لهم الاجابه» (خدایا تو بر بندگانت حکم کردی که بندگی تو را به جا آورند، آنان را امر به دعا فرمودی و اجابت را برای آنان ضمانت کردی.)
نباید فراموش کرد که دعا، به عنوان ارتباط بنده با خدای خود، دارای ارزش است؛ اگر چه اجابتی به دنبالش نباشد. بنابراین نباید در صورت عدم استجابت دعا، از دعا کردن خسته و نا امید شد. به گفته حافظ:
حافظ وظیفه تو دعا کردن است و بس/ در بند آن مباش که نشنید یا شنید.

جایگاه و ارزش دعا در اسلام

img/daneshnameh_up/d/d2/doat.jpgدعا در لغت به معنای طلب، درخواست و تقاضاست و در اصطلاح به اظهار نیاز و خواهش بندگان به درگاه خدای قادر متعال گفته می شود. ارزش و اهمّیّت دعا در فرهنگ اسلامی، از سفارشهای قرآن و معصومین ـ علیه السّلام ـ معلوم می شود. این تأکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است، تا جایی که رسول گرامی ـ صلیّ الله علیه و اله ـ فرمود:
«اَلدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ»
دعا مغز عبادت است.
همچنین امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«ما مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلُ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مِمّا عِنْدَهُ»
در نزد خدا هیچ چیز بهتر از این نیست که از او سؤال شود و از آنچه نزد اوست درخواست گردد.

آداب دعا

دعا همچون عبادات دیگر آداب و مقررات ویژه ای دارد که در صورت انجام آن، نتیجه بهتر و مطلوبتری به دست می آید. برخی از آن آداب را بطور اختصار بیان می کنیم:

حال دعا داشتن

دعا کننده باید با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس خدا باشد و از غیر او بکّلی دل بکند و هیچ امیدی به دیگران نداشته باشد.
دیگر اینکه در کارهای نیک پیشقدم باشد با بیم و امید به دعا بنشیند. قرآن مجید می فرماید: خاندان زکریّای پیغمبر با چنین حالتی خدا را می خواندند:
«إِنَّهُم کانُوا یُسارِعُونَ فی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُو نَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعینَ» (انبیاء؛90)بدرستی که آنها در کارهای خیر پیشگام بودند و با حالت امید و ترس، ما را می خواندند و برای ما خاشع بودند.

توجّه قلبی نیز از شرایط دعاست که داعی باید با توجه کامل و از ته دل خدا را بخواند. علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«لا یَقْبَلُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ دُعا‌ءَ قَلْبٍ لاهٍ» خداوند بزرگ، دعای دلی را که غافل و مشغول باشد نمی پذیرد.

همین طور بجا و نیکوست که انسان هنگام دعا و مناجات دستهای خویش را به سوی آسمان بالا برد چنان که نقل شده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ هنگام دعا و مناجات دستهایش را بالا می برد. امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد حکمت این کار فرمود: «هرگاه بنده دستهایش را به سوی خدا بالا برد، او حیا می کند که آنها را خالی برگرداند.»
استعمال بوی خوش، صدقه قبل از دعا و انگشتر عقیق به دست داشتن نیز از آداب دعا شمرده شده است.

رعایت زمان دعا

گرچه درهای رحمت الهی، همواره به سوی بندگانی که صادقانه و مخلصانه او را می خوانند، باز است و خداوند، به آنها وعده پاسخ داده است، امّا امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ به بعضی از زمانها و اوقات، عنایت بیشتری داشته اند و احتمال استجابت در آن مواقع خاص، بیشتر دانسته اند. از آن جمله ماه مبارک رمضان بویژه شبهای قدر، روز عرفه، روزهای عید فطر، قربان، غدیر، و شبهای جمعه... . امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:
«إِنَّ اللهَ تَعالی یُنادی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّیْلِ إِلی آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونی لِدینِهِ وَ‌دُنْیاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاُجیبُهُ...»
خدای بزرگ در هر شب جمعه از اول تا آخر شب از بلندای عرش ندا دهد که آیا بنده مؤمنی نیست که امشب مرا برای دین و دنیای خویش بخواند تا او را اجابت کنم.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«إِذا زالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ اَبْوابُ السَّماءِ و اَبْوابُ الْجَنانِ وَ قُضِیَتِ الْحَوائِجُ الْعِظامُ...»
به هنگام نیمروز، درهای آسمان و بهشت گشوده می شود و حاجتهای مهم برآورده می گردد.
همچنین رسول اکرم ـ صلیّ الله علیه و اله ـ دعا در ماه مبارک رمضان را مستجاب دانسته و فرمود:
«... وَ دُعاءُکُمْ فیهِ مُسْتَجابٌ...»

توجّه به مکان دعا

img/daneshnameh_up/6/64/doanoor.jpgجای دعا کردن نیز در چگونگی استجابت دعا نقش دارد. مکان هر چه مقدستر باشد دعا به استجابت نزدیکتر است. مانند: مکه معظّمه، مدینه منوّره، مشاهد مشرّفه امامان، مساجد، امامزاده های معتبر مزار گلگون شهدا و....
امام رضا ـ علیه السلام ـ درباره دعا کردن در شهر مقدّس مکّه فرمود:
«هیچ کس در این کوهها (مکّه) نایستاد (و دعا نکرد) مگر اینکه مستجاب شد. اما دعاهای مؤمنان در امور آخرتشان و دعای کفّار در امور دنیاشان به اجابت می رسد.»
در جوار قبر رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ نیز دعا به اجابت می رسد.همچنین کنار مرقد مطهّر سیدالشهدا حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ از مکانهایی است که دعا مستجاب می شود.

اسباب و عوامل اجابت

علاوه بر آداب ظاهری دعا، عوامل دیگری نیز در استجابت دعا موثرند، که در اینجا بطور اختصار می آوریم:

قطع امید از غیر خدا

قطع امید از غیر خدا، عزم دعا کننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستی قویتر کرده، با خلوص بیشتری خواسته های خود را از درگاه خدا طلب می کند.
امام صادق ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود:
«هرگاه یکی از شما اراده کرد که هر چه از خدا بخواهد به او بدهد باید از همه مردم ناامید شود و جز به خدا امیدوار نباشد. اگر خداوند این حالت را در قلب دعا کننده یافت هر چه از او درخواست شود عطا می کند.»

دسته جمعی دعا کردن

از دیگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهی بودن آن است و این نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است. یکی از حکمت های آن، این است که هر چه افراد، بیشتر باشند، هر یک به سهم خود و نسبت به خصایل نیکویی که دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت، نزدیکتر می کنند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«هرگاه امری پدرم (امام باقر ـ علیه السلام ـ ) را محزون می کرد، زنان و کودکان را جمع نموده، دعا می کرد و آنها آمین می گفتند.»

واسطه قرار دادن اهل بیت ـ علیهم السلام ـ

انسان غیر معصوم، به طور معمول، مرتکب گناه و اشتباه شده، بدین وسیله در درگاه الهی خجل و روسیاه است. از این رو، اگر اولیای مقرّب درگاه خدا را واسطه قرار دهد به خاطر آنها دعا به اجابت نزدیکتر می گردد. در میان امت اسلامی هیچ کس از پیامبر و خاندانش نزد خدای محبوب تر نیست. خداوند، خود فرموده است:
«محبوب ترین و گرامی ترین بندگانم نزد من محمّد و علی، حبیب و ولی من هستند، هر کس به وسیله آن دو و خاندان پاکشان از من چیزی بخواهد، خواسته اش را رد نمی کنم.»
رسول اکرم ـ صلی الله علیه و اله ـ نیز فرمود:
«... إِجْعَلُونی فی أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ فی آخِرِه ِ‌وَ وَسَطِهِِ»
مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهید.

موانع اجابت

همان طور که عواملی موجب تسریع در اجابت دعا می شود، عللی نیز مانع اجابت دعا می گردند، که به شرح زیر است:

گناه

گناه، دشمن دیرینه و خطرناک انسان و دورکننده او از نعمتهای مادّی و معنوی است و مانع بزرگی در مسیر کمال او محسوب می شود.
دعای فرد گنهکار به اجابت نمی رسد و ناله هایش خریدار ندارد.
امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:
«انسان گاهی حاجتی دارد و از خدا طلب می کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبی وا می گذارد، ولی بنده در این مدّت مرتکب گناه می شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر می کند: خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم ما را برانگیخت و شایسته بی اعتنایی گردید.
شخصی خدمت رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله ـ آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به وی فرمود:
«طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ‌لا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرامَ»
خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.

تقاضای امر محال و یا غیر جایز

اجابت دعا از جانب خدای سبحان پس از حصول شرایط در صورتی است که آنچه از خدا خواسته ایم شدنی و ممکن باشد و نامشروع نباشد. به عبارت دیگر، دعا در مسیر مصلحت خلقت انجام گیرد و دعای انحرافی نباشد. از حضرت علی ـ علیه السلام ـ سؤال شد:
«فَاََیُّ دَعْوَةٍ اَضَلُّ؟ قالَ: الدّاعی بِما لا یَکُونُ»
کدام دعا گمراهی است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهای نشدنی و غیر ممکن.

عدم مصلحت

توانایی و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان، مورد تردید نیست، ولی گاهی می شود بنده، چیزی را می خواهد که به مصلحت او نیست، در حالی که خود نمی داند و خداوند که به همه جوانب زندگی اش آگاه است، به دلیل لطفی که به بندگانش دارد، آن دعا را مستجاب نمی کند:
«عَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ‌عَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ‌هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(بقره؛216) چه بسا چیزی بر شما ناگوار و ناخوشایند باشد، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمی دانید) و همچنین شاید چیزی را دوست بدارید که ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بی خبرید.

مهیا نبودن شرایط و زمان اجابت

مناسب نبودن زمان و شرایط از جمله موانع اجابت دعاست. چه بسا شخص دعاکننده، گمان کند که خواسته اش رد شده و ناامید گردد، در حالی که نباید قطع امید کند. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«إِنَّ الْمؤُمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ إِلی یَوْمِ الْجُمُعَةِ»
مؤمن دعا می کند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه عقب می اندازد.

همچنین ببینیند:

بحثی درباره دعا

منبع:

  • اصول کافی، کتاب الدعاء، ج 4
  • مفاتیح الجنان، دعای کمیل، مناجات خمسه عشر
  • دیوان حافظ
  • فرهنگ سیاح

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:31 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

پیامبر گرامی اسلام فرمود:

هنگامی که آدم در اطاعت از فرمان خداوند مرتکب خطا شد، خداوند را به حق ما (پنج نور مقدس) قسم داد تا توبه‌اش را بپذیرد و از خطایش درگذرد، و خداوند هم خواسته‌ی او را اجابت نمود، توبه‌اش را پذیرفت و گناهش را بخشید.
سپس فرمود:« ای آدم، بر تو بشارت باد که این‌ها از فرزندان تو هستند.»
پس آدم، خدای عزوجل را سپاس گفت و به خاطر وجود ما، بر ملائکه مباهات نمود.

منابع:

  • بحار الانوار، ج 35، ص 23، حدیث 15- روضة. ص 17 و 18.

مراجعه شود به:

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:29 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

امام صادق علیه السلام می‌‌فرماید:
روزی امام علی علیه السلام در جمع یارانش نشسته بود که مردی آمد و گفت:« ای امیرالمؤمنین، من با غلامم عمل ناشایستی انجام داده‌ام؛ گناه مرا پاک کن.» امام به او فرمود:« به خانه‌ات برگرد. شاید عقلت را از دست داده‌ای و هذیان می‌گویی.» مرد رفت ولی فردا برگشت و سخنش را تکرار کرد.
امام نیز همان پاسخ دیروز را داد؛ تا اینکه پس از چهار بار اعتراف، به او فرمود:« رسول خدا صلی الله علیه و آله برای کار تو سه نوع کیفر مشخص کرده است؛ یکی ضربه با شمشیر، دوم پرتاب از بالای کوه با دست و پای بسته، سوم سوزاندن با آتش. هر کدام را که خواهی انتخاب کن.»
مرد پرسید:« کدام‌یک سخت تر است؟»
امام فرمود:« سوختن با آتش.»

او نیز پذیرفت، برخاست دو رکعت نماز خواند و در حال تشهد چنین گفت:« بار خدایا! می‌دانی من چه گناهی مرتکب شده‌ام و به خاطر ترس از عذاب آخرت، نزد وصی پیامبر و پسر عموی او آمده‌ام و از او خواسته‌ام مرا پاک کند؛ او مرا میان سه کار مخیر ساخت، من نیز شدیدترین مجازات را برگزیدم. بار خدایا! از تو می‌خواهم که آن‌را کفاره گناهانم قرار دهی و در آخرت مرا با آتش دوزخت نسوزانی.» آنگاه گریان برخاست، کنار گودال آتش نشست و به آتش شعله ور خیره شد. امام و یارانش همگی گریستند.

آنگاه امام به او فرمود:« برخیز که فرشتگان زمین و آسمان را گریاندی. خداوند توبه‌ات را پذیرفت. دیگر هرگز چنین گناهی مرتکب مشو.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 40، ص295، حدیث69 -------- فروغ کافی

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:28 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی به معنی بازگشت به سوی خدا.
فرد گناهکار با هر گناهی که مرتکب می‌شود، خود را از خداوند دورتر می‌کند و تنها به وسیله‌ی توبه است که می‌تواند به سوی خداوند بازگردد.
خداوند متعال که نسبت به تمام بندگانش مهربان است، در ِ توبه را به روی هیچ کس نبسته است و همواره پذیرای انسان‌هایی است که قصد بازگشت به سویش را دارند.
بنابراین، انسان‌ها کافی است تصمیم بگیرند و همت کنند تا خود را از گرداب هلاکت‌بخش گناه و نافرمانی پروردگار برهانند.

توبه صرفا بیان کلماتی که بیانگر پشیمانی و اظهار ندامت باشند نیست. این کلمات، مرحله ابتدایی و نمادی از حقیقت توبه هستند. روح توبه و حقیقت آن، عمل و اقدام جدی برای بازگشت به سوی خداست. اگر کسی بخواهد به طور جدی توبه کند، باید شرایط ضروری و لازم آن را مراعات کند، و الا راه به جایی نخواهد برد.

آیات و روایات زیادی در زمینه توبه حقیقی و راستین وجود دارد که به عنوان نمونه، به یک مورد اشاره می‌شود:
شخصی در پیشگاه امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت:«استغفرالله.» (از خداوند طلب آمرزش می کنم)
امام با شنیدن این جمله خشمگین شد و به او فرمود:« مادرت به سوگت بنشیند. آیا می‌فهمی که استغفار چیست؟ استغفار، مقام بلندمرتبگان است. این جمله‌ای که گفتی چند کلمه است، اما استغفار حقیقی شش معنی و مرحله دارد:
نخست پشیمانی از گذشته؛ دوم تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده؛ سوم اینکه حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها باز گردانی، به طوری که هنگام ملاقات پرورگار، حقی بر تو نباشد؛ چهارم این که هر واجبی را که ترک کرده‌ای به جای آوری (قضا کنی)؛ پنجم آنکه گوشت‌هایی که بر اثر اعمال حرام بر بدنت رشد کرده، با اندوه بر گناه، آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و گوشت تازه به جای آن بروید؛ و ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی، سختی و زحمت طاعت را نیز بچشی.
پس از انجام همه این مراحل است که باید بگویی استغفرالله »

منابع:
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 417.

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:27 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

خداوند کسی را بدون توبه نمی‌میراند مگر آن که می‌داند اگر باز هم زنده بماند ابدا توبه نمی‌کند چنان که خداوند در قرآن در جواب اهل جهنم که می‌گویند: «پروردگار ما را به دنیا بازگردان تا کارهای خیر انجام دهیم و عمل صالح بجا آوریم» (سوره فاطر _34)

می‌فرماید: «اگر ایشان به دنیا برگردند چنان نیست که ایمان آورند و نافرمانی ننمایند بلکه بر کفر خود باقی خواهند ماند و به همان اعمال زشتی که از آن نهی شده بودند اعاده خواهند کرد و دروغ می‌گویند که دیگر کار بد نخواهیم کرد» (سوره انعام _ 27)

و حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل بیت و صلحا اصحاب آن بزرگوار روزی هفتاد مرتبه استغفار می‌نمودند و می‌گفتند: «اَستَغفِرُالله رَبّی وَاَتّوبُ اِلَیه» چنان که خدای تعالی می‌فرماید: «از خداوند آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه نمایید» (سوره هود _ 51)

مردی خدمت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم عرض کرد که من گناه کرده‌ام حضرت فرمود: استغفار کن و از خدا آمرزش بطلب. عرض کرد توبه می‌کنم باز معصیت می‌نمایم. حضرت فرمود: هر وقت گناه نمودی استغفار کن. عرض کرد: در آن هنگام گناه من بسیار خواهد شد. حضرت فرمود: عفو بخشش خداوند بیشتر از آن است و همیشه توبه کن تا این که بتوانی شیطان را از خود دور گردانی و حضرت احدیت جل شأنه دوست دارد بندگان توبه کننده را چنان که می‌فرماید: «همانا خداوند آنان را که پیوسته به در گاهش توبه و انابه کنند و همچنین کسانی را که خود را از هر آلایش نگاه دارند و پاک نمایند خود را از هر بدی ، دوست می‌دارد» (سوره بقره _ 222) و فرمود آن حضرت گاهی بنده‌ای گناهی می‌کند و داخل بهشت می‌شود عرض کردند چگونه؟

فرمود: همیشه گناه خود را در نظر دارند و پشیمان است و استغفار و طلب آمرزش می‌نماید، پس به این ترتیب خداوند او را داخل در بهشت می‌گرداند. و ندیده‌ام چیزی را نیکوتر از حسناتی که بعد از گناه کرده شود: البته نیکوکاری های شما بدکاری هایتان را نابود می‌سازد این یادآوری است برای اهل ذکر" (سوره هود _116) و روایت است که کلماتی که خداوند به آدم یاد داد و بوسیله کلمات توبه او را قبول نمود این جمله بود: «پروردگارا ظلم کردیم بر نفس خود و اگر تو ما را نبخشی و به ما رحم نکنی از جمله زیان کاران خواهیم بود» (سوره اعراف _ 22)

منبع

  1. ارشاد القلوب دیلمی _ ترجمه مسترحمی

همچنین ببینید

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:24 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

هان ای برادر وای خواهر مسلمان! تا دیر نشده توبه کن که وقت تنگ است. ببینید خداوند تعالی با چه لحنی با بندگان خود سخن می‌گوید:

الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و ما نزل من الحق؟...
آیا وقت آن نرسیده است که مؤمنان دلهایشان به یاد خدا خاشع گردد و خود در برابر قرآن خاضع شوند؟


img/daneshnameh_up/3/3c/CAK9MNCD.jpg


تمام علمای اسلام در وجوب و لزوم توبه اتفاق نظر دارند و در متن قرآن مجید کراراً به آن امر شده است. در آیه 8 سوره تحریم می‌خوانیم:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید به سوی خدا باز گردید، توبه کنید، توبه‌ای خالص و بی‌شائبه، امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است داخل کند.

همه انبیاء الهی هنگامی که برای هدایت امتهای منحرف مأموریت می‌یافتند یکی از نخستین گامهایشان دعوت به توبه بود، چرا که بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جایی برای نقش توحید و فضائل نیست.

علاوه بر این دلیل دلیل عقلی روشنی بر وجوب توبه داریم و آن اینکه عقل حاکم بر این است که در برابر عذاب الهی خواه یقین باشد یا احتمالی باید وسیله نجاتی فراهم ساخت و با توجه به اینکه توبه مهمترین وسیله نجات است، عقل آن را واجب می‌شمرد، چگونه افراد گنهکار خود را از عذاب الهی در دنیا و آخرت می‌توانند محفوظ بشمرند در حالی که توبه نکرده باشند.

آری! توبه واجب است هم به دلیل صراحت آیات قرآن مجید و هم روایات اسلامی و هم دلیل عقل و از این گذشته وجوب توبه در میان تمام علمای اسلام مسلم و قطعی است.

نمونه احادیثی در مورد توبه

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : توبه گذشته ها را مى پوشاند.
امام على علیه‌السلام : توبه رحمت را فرود مى آورد.

هیچ واسطه و شفیعى کاراتر از توبه نیست .
توبه خالصانه گناه را مى زداید.

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : کسى که از گناه توبه کند مانند کسى است که گناهى نکرده باشد.
امام على علیه‌السلام : توبه خوب گناه را پاک مى کند.

مقام توبه گر

(همانا خداوند توبه گران و پاکیزگان را دوست مى دارد).
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : نزد خدا چیزى محبوبتر از مرد یا زن توبه گر نیست .

امام باقر علیه‌السلام : یکى از محبوبترین بندگان خدا نزد خداوند فتنه گرى است که توبه کند.
پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : همه آدمیان خطا مى کنند و بهترین خطاکاران توبه کنندگانند.

هـان ! سـوگـنـد به خدا که شادى خداوند از توبه بنده اش بیشتر است تا شاد شدن مرد از (پیدا کردن ) شترش .
امام باقر علیه‌السلام : شادى خداوند از توبه بنده اش بیشتر است تا شادى مردى که در شبى تار شتر و ره توشه خود را گم کند و سپس آن را بیابد.
.

نشانه توبه گراز زبان پیامبر

اخلاص عمل براى خدا
فرو گذاشتن باطل
پایبندى به حق
شوق وآزمندى به نیکى .


امام سجاد علیه السلام در مناجاتش

ما را از آنان قرار ده که درختهاى گناهان را در برابر دیدگان دل خود نشاندند و با آب توبه سیرابشان کردند تا آن که برایشان میوه پشیمانى به بار داد.
ایـمـنشان گردانیدى .. .
پس هوشیارى عظیم دست یافتند وجامه خدمتگزارى پوشیدند .

و ما را از آنان قرارده که .. .
پرده هاى آتش خواهشهاى نفس را با ریختن آب توبه کندند و ظرفهاى نادانى را با زلال آب زندگى شستند .

چه زمانی توبه پذیرفته می شود

(کسانى که کارهاى زشت مى کنند و چون مرگشان فرامى رسد مى گویند که اکنون توبه کردیم و نیز آنان که کافر بمیرند, توبه ندارند).
(کسانى که بعد از ایمان آوردن کافر شدند و بر کفر خود افزودند توبه شان پذیرفته نخواهد شد)

امـام صـادق علیه اسلام در پاسخ به سؤال از آیه (کسانى که کارهاى زشت مى کنند ...) آن زمانى است که امر آخرت رامشاهده کنند.

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : هر کس , پیش از مشاهده , توبه کند خداوند توبه اش را مى پذیرد.
خداى تعالى توبه بنده را, پیش از آن که نفسش به شماره افتد, مى پذیرد.

امام باقر علیه‌السلام با دست خود به حلقش اشاره کرد و فرمود: هر گاه جان به این جا برسد عالم (راهى براى ) توبه نداردو جاهل دارد.
امـام صـادق علیه‌السلام بـا دست خویش به گلوى مبارکش اشاره کرده فرمود: هرگاه جان به این جا برسد عالم (راهى به )توبه ندارد.

امـام رضا علیه‌السلام در پاسخ به این پرسش که : چرا خداوند فرعون را با آن که ایمان آورد و به یگانگى او اقرار کرد غرق ساخت ؟
زیرا او هنگامى ایمان آورد که عذاب را مشاهده کرد و ایمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذیرفته نیست .

پشیمانى نوعى توبه است

امام على علیه‌السلام : پشیمانى یکى از دو توبه است .
پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : پشیمانى نوعى توبه است .

امام باقر علیه‌السلام : براى توبه کردن پشیمانى کافى است .
با پشیمانى سخت و آمرزش خواهى فراوان , رشته گناهان گذشته را قطع کن .

امام على علیه‌السلام : پشیمانى از گناه همان آمرزش خواهى است .
پشیمانى از گناه مانع تکرار گناه مى شود.
آن که پشیمان شود توبه کرده است , هر که توبه کند به خدا بازگشته است .

اعتراف حقیقى به گناه

و گروهى دیگر به گناه خود اعتراف کردند که اعمال نیکو را با کارهاى زشت آمیخته اند.

امام باقر علیه‌السلام : به خدا سوگند تنها آن کس از گناه مى رهد که به آن اعتراف کند.
امام على علیه‌السلام : اعتراف راستین اثر ارتکاب گناه را نابود مى کند.

امام باقر علیه‌السلام : سوگند به خدا که خداوند متعال از مردم جز دو کار نخواسته است : به نعمتهاى او اعتراف کنند تا آنان را نعمت فزونتر دهد و به گناهان اقرار ورزند تا گناهانشان را بیامرزد.
امـام عـلـى علیه‌السلام : پـشـیمانى , استغفار است , اعتراف به گناه پوزش خواهى است و انکار آن پاى فشردن بر گناه است .

شفیع و میانجى گنهکار همان اعتراف اوست (به گناهان ) و توبه او همان پوزش خواهى اوست .
گنهکارى که به گناه خویش اعتراف ورزد بهتر است از فرمانبردارى که به کار خویش ببالد.

پـیـامـبـر خـدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند اگـر نشان توبه در توبه گزار آشکار نشود توبه نکرده است
طلبکاران را خشنود سازد
نمازها رااعاده کند
میان مردم فروتنى کند
خود را از شهوات و خواهشهاى نفسانى بدور دارد
با روزه گرفتن گردن خود رانزار کند.


پایه هاى توبه

امام علی علیه‌السلام تـوبه بر چهار پایه استوار است
پشیمانى در دل
آمرزش خواهى به زبان
عمل کردن با اعضاى بدن
تصمیم بر باز نگشتن به گناه


اسـتـغـفـار درجـه والا مـقـامان است و نامى است که پنج معنا در بر دارد
1- پشیمانى از گـذشته
2- تصمیم برترک همیشگى آن
3- آن که حقوق مردم را به آنان بپردازى ...
4- ایـن که حق هر واجبى را که ضایع کرده اى ادا کنى
5- این که گوشت برآمده از مال حرام را با انـدوهـهـا آب کنى چندان که پوست به استخوان چسبدو میان آن دو گوشتى تازه روید و که سختى طاعت را به تن بچشانى چنان که شیرینى معصیت را به کام او ریخته بودى .

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:23 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

یکی از اولین اقدامات رسول خدا پس از هجرت به مدینه، برقرار ساختن پیمان برادری میان مسلمانان به صورت دو به دو بود.
این عملی فوق العاده مهم در تثبیت اسلام در مدینه به شمار می رود. زیرا از طرفی مهاجرین مکه با انصار مدینه در طرز تفکر و زندگی فاصله زیادی داشتند و از طرف میان خود انصار، یعنی میان دو قبیله اوس و خزرج، دهها سال جنگ و جدال حاکم بود به طوری که دشمن خونی هم به شمار می رفتند.

با این اختلافات شدید‏، ادامه حیات دینی و سیاسی به هیچ وجه امکان نداشت، لذا پیامبر از طرف خدا مامور شد که مهاجرین و انصار را با هم برادر کند. آنحضرت نیز میان آنها پیمان اخوت جاری ساخت. این پیوند که طبعاً ایجاد آن بر اساس وجوه اشتراک آنان با یکدیگر بود بعد ها همچنین حفظ شد.
مثلاً پیامبر میان ابوبکر و عمر، عثمان و عبدالرحمن بن عوف، طلحه و زبیر پیمان برادری جاری ساخت. خود پیامبر نیز با حضرت علی (علیه السلام) پیمان برادری بست.

منابع: فروغ ابدیت‏، ج 1، ص 459 به نقل از سیره ابن هاشم‏، ج 2، ص 124.

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:22 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

ارزش و اهمیت نماز «بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست.
نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضایت و خشنودی خدا می‌گردد.
نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌ای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند.

پیامبر اکرم «صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمایند:
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است.
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا می‌خورد سیر می‌شود و هنگامیکه تشنه و آب می‌نوشد سیراب می‌گردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمی‌شوم .
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی می‌شود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی می‌شود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمی‌نهند.

به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان می‌کند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است.

حضرت عیسی (علیه‌السلام) در گهواره هم می‌گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا)

امام حسین (علیه‌السلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) همسر و کودک خویش را در بیابان‌های داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت:
خدایا، تا نماز به پا دارند:
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه .

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می‌باختند و می‌فرمودند:
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است .

گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می‌خوانند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می‌دهد .
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست .

قرآن، پس از دستور به نماز، می‌فرماید:
ان الحسنات یذهبن السیئات .


img/daneshnameh_up/9/9c/namaz.gif

همچنین ببینید:

سبک شمردن نماز
نمازهای مردود
چند سوال وجواب پیرامون نماز
آثار نماز جماعت
نماز جمعه

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:21 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

یکی از دستورات موکد دین مبین اسلام و یکی از مهم ترین آداب اجتماعی «صله رحِم» است که با عمل صحیح به آن، ریشه بسیاری از کمبودها و نیازها از بین می‌رود.
صله به معنای وصل است، و در اصطلاح به احسان و اظهار عطوفت و رعایت حال دیگران گفته می‌شود.
رحِم به معنی جایگاه اولاد است و در اصطلاح به مادر گفته می‌شود. و صله رحم یعنی رسیدگی و احسان به افرادی که با انسان، مادرِ مشترک داشته باشند؛ مانند عمو، عمّه، دایی، خاله و فرزندان آنها.
صله رحم از دستورات عام و پرمنفعت اسلام است و کنیه های خانوادگی را از بین می‌برد:
امام صادق علیه السلام فرمود:«صله رحم کن، حتی اگر با دادن یک لیوان آب به نزدیکانت باشد. بهترین صله رحم بازداشتن خویش است از آزار آنها.»

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:«صله رحم کنید حتی اگر به سلام‌کردن باشد.»
امام حسین علیه السلام فرمود:«هر کس می‌خواهد اجلش به تأخیر بیفتد و روزی‌اش زیاد شود، صله رحم کند.»

رسول خدا صلی الله علیه وآله سلم فرمود:«مردی فقط از عمرش سه سال مانده ولی صله رحم می‌کند و خداوند سی سال به عمرش اضافه می‌کند؛ و مردی از عمرش سی سال مانده اما قطع رحم می‌کند و خداوند سه سال او را زنده نگه می دارد. بحمدالله مایشاء و یثبت وعنده ام الکتاب (سوره رعد آیه 39) (خداوند هر چه را که بخواهد محو می کند و هر چه را بخواهد، ثابت می‌گرداند؛ و در نزد اوست حقیقت کتاب.)»

و نیز فرمود:«نیکی به پدر و مادر و صله رحم حساب روز قیامت را آسان می‌گرداند.»

و نیز فرمود:«ای میسّر! گمان می‌کنم تو زیاد به اقوامت رسیدگی می‌کنی.»
میسّر گفت:«بله. من وقتی در بازار کار می‌کردم و دو درهم مزد می‌گرفتم، یک درهم آن را به عمّه‌ام می‌دادم و یک درهمش را به خاله‌ام.»
امام فرمود:«به خدا قسم اجل تو دو بار فرا رسید ولی هر بار تأخیر افتاد.»

قطع رحم:
قطع رحم به معنای رسیدگی نکردن و محبت نداشتن نسبت به نزدیکان است و امر بسیار ناپسندی به شمار می‌رود، به طوری که در روایات چنین آمده است:«اگر نزدیکان شما ارتباط خود را با شما قطع کردند، شما وصل کنید؛ زیرا گناه قاطع رحم بسیار عظیم است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:«صله کنید با ارحام خود، گرچه آنها با شما قطع کرده باشند.»

رسول خدا فرمود:«جبرئیل علیه السلام به من خبر داد که بوی بهشت، از فاصله هزار سال راه شنیده می‌شود ولی عاق والدین و قاطع رحم و مرد سالخورده زناکار آن را نخواهند شنید- (یعنی به این اندازه از بهشت دورند).»

9- کنیز امام صادق علیه السلام می گوید:«امام در بستر بیماری و شهادت افتاده بود و گاهی از هوش می‌رفت. یک بار که به هوش آمد، فرمود به حسین بن علی بن علی - که پسر عموی پدر امام بود- هفتار دینار بدهید و به فلانی، فلان مقدار و به فلانی، فلان مقدار بدهید.
به امام عرض کردم:«آیا به مردی بخشش می‌کنید که می‌خواست شما را به قتل برساند؟»
امام فرمود:«آیا می‌خواهی من از آنها نباشم که خداوند توصیف کرده است:« و کسانی که بنا به امر خدا صله می کند و از پروردگارشان میترسند و از بدی حساب بیمناکند.» بله خداوند بهشت را آفرید و آن را خوشبو ساخت و بوی بهشت تا هزار سال راه می‌رود ولی عاق والدین و قاطع رحم آن بو را نمی‌شنوند.»

در روایت است که «اگر برای نیکی به پدر و مادرت مجبور باشی راهی به درازای دو سال را بپیمایی، برو و این نیکی را انجام ده، و برای صله رحم هم تا یک سال راه را طی کن!»

شخصی به رسول خدا عرض کرد:«من اقوامی دارم که به آنها احسان می‌کنم ولی آنها مرا اذیّت می‌کنند. می خواهم دیگر کاری به آنها نداشته باشم.»
امام فرمود:«در این صورت خداوند همه شما را رها می کند.»
عرض کرد:«پس چه کنم؟»
امام فرمود:«به آن کس که تو را محروم ساخته بخشش کن و با آن کس که از تو قطع کرده بپیوند و آن را که به تو ظلم کرده، ببخش. و اگر چنین کنی خداوند پشتیبان تو خواهد بود.»

رسول خدا فرمود:«آیا می‌خواهید بگویم بهترین اخلاق دنیا و آخرت چیست؟»
گفتند:«بله یا رسول الله!»
فرمود:«اخلاق کسی است که با آن کس که از او بریده آشتی کند، و به آن کس که او را محروم کرده ببخشد، و آن را که بر او ستم کرده ببخشاید. و هر کس بخواهد مرگش به عقب بیفتد و روزی اش فراوان شود، باید تقوای الهی را پیشه سازد و صله رحم کند.»

به رسول خدا عرض کردند:« بهترین صدقه کدام است؟»
فرمود:«صدقه به خویشاوندی که دشمنی شما را در دل داشته باشد. پس صله رحم به خویشان، عام است و حتی بدخواهان را نیز شامل می‌شود.»


البته مواردی هم وجود دارد که قطع رحم اجازه داده شده است:
مواردی که ارتباط فامیلی با انسان کافر و مشرک یا منافق موجب تأثیرپذیری انسان و افتادن به وادی خطرناک کفر و شرک و انحراف می گردد.
مواردی که رفت و آمد با فامیل آلوده و گنهکار موجب تایید اعمال وی در دید دیگران و جذب سایرین به وادی گناه می‌شود.

با این حال، قطع رحم غلط است و در این موارد به حداقل رابطه باید کفایت کرد، نه قطع کلی؛ مثلاً یک احوالپرسی تلفنی سالیانه ضرری ندارد.

منابع:
معراج السعاده حاج محمد احمد نراقی.
بحارالانوار، ج 74، باب 3، از صفحه 87 تا 139.

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:19 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

در دین اسلام همان گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست.
یکی از نیکوترین راه های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست. دادن مال در راه خدا را «تصدّق» و مال داده شده را «صدقه» می‌نامند.
صدقات دو دسته اند:« واجب و مستحب.»
صدقه واجب عبارت است از بخشی از اموال شخصی که با شرایطی خاص به افرادی مخصوص داده می شود، از جمله زکات، خمس و فطریه.

img/daneshnameh_up/3/3c/sad.jpg


ولی صدقه مستحب اندازه خاصی ندارد و انسان می تواند هر مقدار از مالش را که بخواهد در راه خدا به فقرا و نیازمندان ببخشد.
البته بخشش اموال در حدی که برای خود شخص ایجاد تنگدستی کند، مذموم شمرده شده است.
در صدر اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلّم با کسانی که از دادن برخی صدقات واجب خودداری می‌کردند، می‌جنگید. بخش مهمی از در آمدهای مالی دولت اسلام با صدقات تأمین می گردد. خداوند در قرآن می فرماید:«هر کس صدقه دهد، علاوه بر اجر اخروی، چند برابر پاداشش را در همین دنیا پس می‌گیرد.»
لذا در روایات آمده است که «هرگاه احساس تنگدستی کردید، آن را با صدقه دادن که نوعی معامله با خداست، برطرف کنید.»

برخلاف تصور افراد ظاهربین، انفاق نه تنها موجب کم شدن اموال انسان نمی شود، بلکه برکت و یا افزایش اموال را نیز به دنبال دارد.
قرآن کریم می فرماید:
«مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صددانه باشد، خداوند برای هرکس که بخواهد آن را چند برابر می کند و خدا گشایشگر داناست.»

«یضاعفه» از ماده «ضعف» تنها به معنای دو برابر نیست، بلکه تا چندین برابر را نیز شامل می شود که در انفاق تا هفتصد برابر و بیشتر در قرآن آمده است.
باتوجه به اطلاق در آیه می توان استفاده کرد که زیاد شدن صدقات و برکت آن علاوه بر این که شامل اموال دنیا اعم از زیاد شدن رزق و روزی، اداء دین و... می باشد افزونی پاداش ها و ثواب های الهی در آخرت را نیز شامل می شود، چنان چه در روایات هر دو مورد بیان شده است.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:
به وسیله صدقه، رزق و روزی را برای خود نازل کنید

امام صادق علیه‌السلام فرموده است:
«صدقه دین را ادا می کند و برکت را برای انسان به دنبال دارد.»

امام علی علیه‌السلام می فرماید:
«هرگاه بی چیز شدید بوسیله صدقه با خدا تجارت کنید».

img/daneshnameh_up/4/40/charity.jpg


همچنین پیامبر اسلام فرموده است:
«خداوند صدقه شمارا افزایش داده و زیاد می کند همانطور که یکی از شما فرزند خود را رشد داده و پرورش می دهد، تا این که روز قیامت در حالی که به بزرگی کوه احد رسیده است او را ملاقات می کند.»

آن حضرت در جای دیگر می فرماید:
«صدقه بدهید، همانا صدقه مال را زیاد می کند، پس صدقه بدهید خداوند شما را مورد رحمت خویش قرار دهد.»

دوری بلا و مرگ بد


رفع بلا، دوری از مرگ سوء و ...از اثرات انفاق می باشد که در روایات نیز به آن اشاره شده است:
امام باقر علیه‌السلام می فرماید:
«صدقه هفتاد بلا را از انسان دور می کند و نیز مرگ سوء را از انسان دور می نماید چرا که صاحب صدقه هرگز با مرگ سوء از دنیا نمی رود.»
و در جایی دیگر آمده است:
«با دست خود صدقه دادن، انسان را از مرگ سوء حفظ می کند و هفتاد نوع از انواع بلایا را از انسان دور می کند.»

طول عمر

همانطور که در تعالیم اسلامی آمده است، برخی عوامل بر مدت عمر انسان تأثیر می گذارد و کاهش یا افزایش طول عمر انسان را به همراه دارد «صدقه دادن» از عواملی است که طبق بیان صریح روایات، موجب افزایش طول عمر می شود:
پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:
«صدقه و صله رحم شهرها را آباد می کند و بر عمرها می افزاید.»

شفای مریض

از دیگر آثار مهم، صدقه و انفاق، شفای مریض است که نفش اساسی و مهمی دارد و اثر آن بارها به تجربه رسیده است، حدیثی که به این مسئله تصریح می کند از پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، امام صادقعلیه‌السلام، امام کاظمعلیه‌السلام و امیرمؤمنانعلیه‌السلام: نقل شده است:
«بیماران خود را به وسیله صدقه درمان کنید»
و در حدیث دیگری می خوانیم که مستحب است مریض با دست خود صدقه بدهد.

دورکننده فقر

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است:
«نیکی و صدقه فقر را دور می کند...»

آثار معنوی انفاق
از نظر قرآن کریم انفاق در راه خدا، تجارتی پرسود و معامله ای ارزشمند است که موجب جلب پاداش های عظیم و رسیدن به بهشت الهی شده، انسان را از هول و هراس قیامت ایمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهی می شود.


منابع:
المیزان، ج 2، ص 420 و ص ص 433.

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:15 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |




مقدمه


در ماه مبارک رمضان ، رژیم غذایی ما نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد . رژیم غذایی همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد . البته اگر فرد دچار اضافه وزن می باشد ، ماه رمضان فرصت مناسبی است تا وزن به حالت طبیعی برگردد .

با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن ، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی هضم می شوند مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد . غذاهای دیرهضم معمولاً چند ساعت در دستگاه گوارش می مانند در حالیکه غذاهای سریع الهضم فقط 1 تا 2ساعت در معده باقی می مانند .

غذاهای دیر هضم

  • غذاهای دیر هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبیا ، عدس ، آرد،‌ غلات برنج با پوست و غیره ( که کربوهیدراتها نامیده می شوند ) .

غذاهای سریع الهضم

  • غذاهای سریع الهضم عبارتند از : غذاهایی که حاوی قند ، آرد سفید و غیره هستند ( که به این گروه کربو هیدراتهای تصفیه شده گفته می شود ).

غذاهای فیبردار

  • غذاهای حاوی فیبر عبارتند از : غذاهای حاوی سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، سبزیها مانند لوبیای سبز ، نخود ،‌ذرت ،‌ اسفناج ، برگ چغندر ، میوه های با پوست ، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجیر ،‌ آلو خشک ، بادام و غیره .
  • غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند . و از همه گروههای غذایی مثل میوه ، سبزیجات ،‌گوشت ، مرغ ، ماهی ، نان ، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی باید وجود داشته باشد . غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن می شوند .

از چه چیزهایی پرهیز کنیم ؟

  • 1 - غذاهای سرخ کردنی و چرب
  • 2- غذاهای حاوی قند زیاد
  • 3 - خوردن غذای زیاد بخصوص هنگام سحر
  • 4 - خوردن چای زیاد هنگام سحر ، چای باعث افزایش ادرار شده و از این طریق نمک های معدنی که در طول روز بدن به آنها نیاز دارد دفع می شوند .
  • 5 - سیگار : اگر شما نمی توانید سیگار را به یکباره قطع کنید از هفته های قبل از ماه رمضان شروع به مصرف کم آن کنید .

چه غذاهایی را مصرف کنیم ؟

  • 1 - مصرف کربوهیدراتهای مرکب در سحر که مدت طولانی تری هضم می شوند و باعث می شوند که شما کمتر گرسنه شوید .
  • 2- حلیم یک منبع عالی پروتئین بوده و از غذاهائی است که دیر هضم می شود .
  • 3- خرما یک منبع عالی قند ،‌فیبر ، کربوهیدرات ، پتاسیم و منیزیوم می باشد .
  • 4- مغز بادام غنی از پروتئین و فیبر بوده و حداقل چربی را دارا می باشد .
  • 5- موز یک منبع خوب پتاسیم ، منیزیوم و کربو هیدرات می باشد .
  • 6-مصرف زیاد آب یا آب میوه در صورت امکان در فاصله بین افطار و زمان خواب باعث تأمین آب مورد نیاز بدن می شود .

یبوست

  • یبوست می تواند باعث ایجاد بواسیر و شقاق های دردناک مقعد شود و باعث سوء هاضمه به همراه نفخ می شود .
  • علل یبوست : مصرف کربوهیدراتهای تصفیه شده ، مصرف کم آب و میزان ناکافی فیبر در غذا از علل عمده یبوست می باشند .
  • درمان : اجتناب از مصرف زیاد کربوهیدراتهای تصفیه شده ، افزایش مصرف آب ، استفاده از سبوس در نانها ، استفاده از آردهای قهوه ای .

سوء هاضمه و نفخ

  • علل : پرخوری ، مصرف زیاد غذاهای چرب و سرخ شده ، غذاهای تند و غذاهایی که ایجاد نفخ می کنند مثل تخم مرغ ،‌ کلم ، عدس ،‌ نوشابه های گازدار
  • درمان : از پرخوری اجتناب کنید ، آب میوه یا آب بنوشید . از غذاهای سرخ کردنی اجتناب کنید .

ضعف ( افت فشار خون )

  • علائم :افزایش تعریق ، ضعف ، خستگی ، کم شدن انرژی ، سرگیجه بخصوص هنگام برخاستن ، ظاهر رنگ پریده و احساس افتادن علائم افت فشار خون می باشند که بیشتر هنگام بعد از ظهر اتفاق می افتد .
  • علل : مصرف کمتر مایعات و کاهش مصرف نمک
  • درمان : به مکانهای گرم نروید و مصرف نمک و مایعات را افزایش دهید .
  • توجه : افت فشار خون باید با گرفتن فشار خون در هنگام بروز علائم تأیید شود . افراد دارای فشار خون بالا ممکن است در طول ماه رمضان نیاز به تنظیم مجدد داروهای خود توسط پزشک داشته باشند .

سردرد

  • علل : عدم مصرف کافئین و تنباکو ،‌انجام کار زیاد در طول روز ، کم خوابی و گرسنگی که معمولاً در طول روز بیشتر شده و در انتهای روز بدتر می شود . سردرد وقتی با افت فشار خون همراه شود می تواند منجر به سردرد شدید و حالت تهوع قبل از افطار شود .
  • درمان : در طول یکی دو هفته قبل از ماه رمضان بصورت تدریجی کافئین و تنباکو را قطع کنید . چای سبز و بدون کافئین ممکن است جایگزین خوبی باشد . همچنین برنامه خود را در طول ماه رمضان طوری ترتیب دهید تا خواب کافی داشته باشید .

کاهش قند خون

  • ضعف ، سرگیجه ، خستگی ،‌کاهش تمرکز ،‌ تعریق زیاد ، احساس لرز ، عدم توانائی برای فعالیت های فیزیکی ، سردرد ، طپش قلب از علائم کاهش قند خون می باشند .
  • علل در افراد غیر دیابتی :خوردن مقدار زیاد قند مثل کربوهیدراتهای تصفیه شده مخصوصاً در هنگام سحر باعث می شود که بدن مقدار زیادی انسولین تولید کرده و باعث افت قند خون بشود .
  • درمان :خوردن غذا هنگام سحر و محدود کردن نوشیدنی ها و غذاهای حاوی قند .
  • توجه : افراد دیابتی ممکن است به تنظیم مجدد داروهای خود در ماه رمضان احتیاج داشته باشند و باید با پزشک خود مشورت کنند .

انقباضات عضلانی

  • علل:مصرف ناکافی غذاهای حاوی کلسیم ، پتاسیم و منیزیوم
  • درمان :خوردن غذاهای غنی از مواد معدنی فوق برای مثال : سبزیجات ، میوه جات ، محصولات لبنی ، گوشت ، خرما
  • توجه : افراد تحت درمان فشار خون بالا و افراد دچار سنگ کلیه باید با پزشک خود مشورت کنند .

زخم معده ،‌ سوزش سردل ، التهاب معده

  • افزایش سطح اسید در معده خالی در ماه رمضان باعث تشدید مسائل فوق می شود . این شکل بصورت احساس سوزش در ناحیه معده و زیر دنده ها ظاهر شده و می تواند بطرف حلق گسترش یابد . غذاهای تند ، قهوه و کوکاکولا این حالت را بدتر می کنند .
  • درمانهای طبی برای کنترل سطح اسید در معده وجود دارند وافراد مبتلا قبل از روزه گرفتن باید با پزشک خود مشورت کنند .

سنگ کلیه

  • سنگ کلیه ممکن است در افرادی که آب کم می نوشند ایجاد شود . بنابراین مصرف زیاد مایعات برای جلوگیری از تشکیل سنگ ضروری می باشد .

درد مفاصل

  • علل : در طول ماه رمضان که نمازهای بیشتری خوانده می شود فشار روی مفاصل زانو افزایش می یابد . در افراد مسن و یا افراد دچار التهاب مفاصل این مسئله باعث درد ، سفتی ، تورم و احساس ناراحتی می شود .
  • درمان : وزن را کم کنید تا زانوها مجبور نباشند وزن بیشتری را تحمل کنند . قبل از ماه رمضان اندام تحتانی را ورزش دهید تا برای فشار اضافی وارده آماده باشند . آمادگی بدنی باعث می شود تا نماز راحت تر خوانده شود .

از سایت گروه راه نرفته

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:13 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

منابع :
مفاتیح الجنان،‌ تفسیر نمونه، ‌ج 1، ص 634؛ المیزان، ‌ج 2، ص 15

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:11 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت2:9 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

+نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت3:30 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

+نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت3:8 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |