تبليغاتX
ملیکا

ملیکا

چه زیباست

آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است

دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد

ملت عشق از همه دینها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست

نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارايی اش تنهايی اش

آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است

 

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت. هر كسي غصه اينكه چه مي كرد نداشت. چشم سادگي از لطف زمين مي جوشيد. خودما نيم زمين اين همه نا مرد نداش

 

عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است. زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟ خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟ اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

 

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

 

تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم

 

 هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

خودت را از کسي پس نگير شايد اين تنها چيزيست که او دارد وقتي ميگويي دوستت دارم اول روي اين جمله فکر کن شايد نوري را روشن کني که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود

 

+نوشته شده در شنبه 30 آذر1387ساعت1:25 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

...ای کجایی

 

 

 

ای کجایی که دلم برات تنگ شده

شاید هم تو قلبت از سنگ شده

 

دل من تنگ برات طاقت دوری نداره

چقدر داد زدم هیچکی صدام نداره

 

عاشقت گشته ام و کشته ی رویت شده ام

صورت ماهت که دیدم زودی بیهوش شدم

 

من تو را دوست دارم ای رفیق ساده دل

باور نمی کنی بپرس از دوستان اهل دل

 

کاش می شد که مرا باور کنی

من بشینم جنب تو حرفها آغاز کنی

 

عشق تو مرا برده از هوش و برم

که نتوانم تو را درخواب هم از یادم ببرم

 

+نوشته شده در شنبه 30 آذر1387ساعت1:22 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

تنهام

 

ای گلشن گلها به گلستان چه نویسم

من نیز غریبم به غریبان چه نویسم

ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزد

با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم

.....

+نوشته شده در شنبه 30 آذر1387ساعت12:57 بعد از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

عشق يعنی فوتبال... اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگری توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگری خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازی بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره.

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:37 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

اولين كسی كه عاشقش ميشی دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسی رو كه ميای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشی اون آدمی كه هيچ وقت نبودی . ديگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكونی كه انتقام خودتو ازش بگيری و اون ميره با يكی ديگه...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه!!!

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:34 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشمت رو می بندی؟وقتی میخوای بخندی،وقتی میخوای کسی رو بوس کنی،وقتی میخوای تو رویا بری چشمت رو می بندی؟چون قشنگترین چیزی این دنیا دیدنی نیستند!

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:30 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

شعر چشماتو می گفتم....هنوز هم خيس می شه چشمام وقتی ياد تو می افتم....هنوز هم می يای تو خوابم تو شبای پر ستاره....هنوز هم می گم خدايا کاشکی برگرده دوباره...

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:27 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

بنی آدم اعضا يکديگرند که مثل سگ بهم می پرند * چو عضوی بدرد آورد روزگار که پنچر شود چرخ آموزگار* تو کز محنت ديگران بی غمی گمونم پسر عمه شلغمی!

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:25 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

چقدر خوبه آدم يكی را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگری رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره!!!

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:21 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |

صد سال پس از مرگ من*** گر گشايی قبر من

خواهی شنيد از قلب من*** دوستت دارم عشق من

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت11:19 قبل از ظهرتوسط مرتضی محسن پور گیلک | |